یعنی چه
موشحه در لغت به معنای حمایلدار، آراسته و زیور دادهشده است. در اصطلاح ادبیات فارسی، به شعری گفته میشود که شاعر با ظرافت، حروفی را در ابتدای هر مصراع یا بیت قرار میدهد که از ترکیب متوالی آنها، نام یک شخص، کلمه یا جملهای خاص (یک نوع معما یا آکروستیک) پدید میآید. همچنین در تاریخ ادبیات عرب، موشحه به نوعی قالب شعری غنایی و ترانهمانند اطلاق میشود که در اندلس ابداع شده بود.
تلفظ
این واژه به صورت مُوَشَّحَه (با ضمه م، فتح و، و تشدید و فتح ش) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً با راهنماهایی چون «شعر معماگونه»، «آراسته» یا «نوعی شعر اندلسی» از کاربر خواسته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به کاربرد مد نظر، برای آرایه ادبی حروف رمز از واژه Acrostic و برای قالب شعری خاص اندلسی از معادل آوانگاری شده آن استفاده میکنند.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و از ماده (و ـ ش ـ ح) به معنی بستن وشاح یا جامهٔ گلدوزیشده گرفته شده است.
به فارسی
برگردان و معادلهای دقیق فارسی این واژه در متون ادبی شامل اصطلاحاتی چون آراسته، مزین، توشیحشده و مطرز است. همچنین در متون دیوانی قدیمی به معنای امضاشده و تأییدشده نیز به کار میرفته است.
نماد چیست
در فرهنگ اصطلاحات نمادین مستقیمی برای موشحه تعریف نشده است؛ اما ریشه آن یعنی «وشاح»، به طور سنتی نمادی از آراستگی، زیبایی، مرتبه، خلعتهای شاهانه و ظرافت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل موشحه
واژه موشحه از اصطلاحات ظریف و کهن ادبی است که ریشه در زبان عربی دارد و در لغت به معنای جامه یا گردنبند آراسته و مرصع است. در ادبیات فارسی، این واژه به نوعی شعر معماگونه (آکروستیک) اشاره دارد که از ترکیب حروف ابتدایی ابیات یا مصراعهای آن، کلمه، نام یا جملهای خاص پدید میآید و هنر تزیین کلام را به نمایش میگذارد.
از سوی دیگر، در تاریخ ادبیات عرب، موشحه به عنوان یک قالب شعری غنایی و آهنگین شناخته میشود که ریشه در سرزمین اندلس دارد. این قالب شعری با اوزان خاص و پایانبندیهای عامیانه، پیوندی میان شعر کلاسیک و ترانههای مردمی ایجاد میکرده است. در متون دیوانی قدیمی نیز این کلمه گاه به معنای مکتوبِ امضاشده و رسمی به کار رفته است.