معنی
واژهٔ عمی در اصل به معنای از دست رفتن بینایی چشم یا دل است. این کلمه در متون کهن و ادبی به معنی پوشیده شدن حقیقت، عدم هدایت و بسته شدن بینش قلب نیز به کار میرود.
یعنی چه
در عبارات ادبی و متون دینی، این کلمه صفت مشبهه یا فعل به معنای نابینا شدن یا پنهان شدن امر بر کسی است؛ به طوری که شخص توانایی درک حقیقت یا دیدن نشانههای آشکار را نداشته باشد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ع م ی) مشتق شدهاند. لازم به ذکر است واژه «عمیق» علیرغم شباهت ظاهری، از ریشه دیگری است و با عمی همخانواده نیست.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «کوری معنوی»، «نابینایی» یا «پنهان شدن حقیقت» از واژه سه حرفی «عمی» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم معنوی این واژه در زبان انگلیسی معمولاً از اصطلاح Spiritual blindness (کوری باطنی) استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عمی
واژهٔ «عَمِی» یک لفظ اصیل عربی است که از طریق متون دینی، تفسیری و ادبیات کلاسیک به زبان فارسی راه یافته است. اگرچه ریشه اصلی این واژه به معنای نابینایی و کوری جسمی است، اما کاربرد آن در زبان فارسی و معارف اسلامی بیشتر جنبه استعاری و معنوی دارد. در واقع این کلمه برای توصیف حالت کسی به کار میرود که چشم دل او بسته شده و از دیدن نور حقیقت، هدایت و بصیرت محروم مانده است.
در نظام نمادشناسی ادبیات عرفانی، «عمی» در نقطه مقابل «بصیرت» و «روشنبینی» قرار میگیرد. این کلمه نشاندهنده اوج جهل، غفلت و پنهان ماندن مسیر راستین بر روی انسان است؛ همانگونه که در آیات قرآن کریم نیز بارها مشتقات این ریشه برای توصیف کسانی که آگاهانه حق را انکار میکنند و دچار کوری باطنی شدهاند، استفاده شده است.