معنی
واژه «هیم» در زبان فارسی دارای دو ریشه و معنای کاملاً متفاوت است؛ در زبان کهن فارسی به معنای هیزم، چوب خشک و افروزه آتش است و در ریشه عربی (ه-ی-م) به معنای شیفتگی، دلباختگی شدید و سرگشتگی عاشقانه به کار میرود.
یعنی چه
این واژه بسته به متن، یا به ابزار سوختن و فنا شدن (هیزم) اشاره دارد و یا حالت روحی عاشقی را توصیف میکند که از شدت محبت، دچار حیرت، بیقراری و سرگشتگی شده است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه سه حرفی «هیم» معمولاً در پاسخ به راهنماهای «هیزم»، «چوب خشک آتش» یا «عاشق سرگشته» از متون کهن خواسته میشود.
به انگلیسی
برای معادلسازی انگلیسی این واژه باید به سیاق متن توجه کرد؛ اگر منظور چوب سوختنی باشد از Firewood و اگر منظور جنون عاشقانه باشد از کلماتی مانند Infatuated استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل هیم
واژه «هیم» از جمله کلمات کهن و چندمعنایی است که در زبان فارسی امروز به صورت مستقل کاربرد روزمره ندارد. این کلمه دو خاستگاه زبانی متفاوت دارد؛ در بخش اصیل فارسی، همریشه با «هیمه» به معنای چوب خشک و ماده سوختنی برای آتش است که ریشه در پارسی میانه دارد. در ادبیات عرفانی و متون متأثر از عربی، از ریشه (ه-ی-م) آمده و به معنای شدت دلباختگی، حیرت و از خود بیخود شدن عاشق در مسیر محبت است.
در حوزه فرهنگ و نمادشناسی، هیم در هر دو معنای خود با مفهوم «آتش و سوختن» گره خورده است؛ چه به عنوان هیزمی که جسمش فدای روشن ماندن شعلهها میشود و چه به عنوان عاشقی که در آتش اشتیاق و سرگشتگی میسوزد. این واژه امروزه بیشتر در لغتنامههای کلاسیک، اشعار کهن و طراحان جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.