یعنی چه
این واژه در لغت به معنای تاریک شدن چشم و از دست دادن توانایی دیدن است. در مفهوم کنایی و مجازی نیز به معنای بیبصیرت شدن، غفلت و تمیز ندادن نیک از بد در مسیر زندگی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این مصدر مرکب به صورت «نابینا گَشتَن» است که از دو بخش صفت «نابینا» و فعل کمکی «گشتن» (به معنای شدن) تشکیل میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند کور شدن، ضریر شدن یا اعمی گشتن نیز به کار میروند، اما خود واژه دقیقاً ۱۰ حرف دارد.
به انگلیسی
اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی برای انتقال این مفهوم حرکتی و وضعیتی هستند.
به عربی
در زبان عربی از فعل ثلاثی مجرد «عَمِیَ» یا فعل مرکب با افعال مقاربه استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عامه و فرهنگها، این پدیده نماد گمراهی و محرومیت از حقیقت است. اما در ادبیات عرفانی، نابینا گشتنِ چشمِ ظاهری گاهی نمادی پارادوکسیال از بریدن از مادیات و باز شدن چشم دل و شهود باطنی محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نابینا گشتن
عبارت «نابینا گشتن» یک مصدر مرکب اصیل در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «نا»، ماده مضارع «بین» و الف صفتساز به همراه فعل «گشتن» (در معنای تحول و صیرورت) ساخته شده است. این واژه در وهله اول به یک عارضه یا حالت جسمانی اشاره دارد که در آن فرد توانایی دیداری خود را از دست میدهد و چشمانش تاریک میشود؛ نظیر آنچه در ادبیات قرآنی و در داستان حضرت یعقوب (ع) با سپید شدن چشمانش از اندوه توصیف شده است.
از سوی دیگر، این واژه بار معنایی عمیقی در ادبیات کنایی و عرفانی دارد. در متون اخلاقی، نابینا شدن نشانه اسارت در چاه غفلت، جهل و بیبصیرتی است که انسان را از دیدن حقایق آشکار محروم میکند. در مقابل، عارفان گاهی کور شدن چشم سر را مقدمهای برای روشنبینی دل و شهود حقایق ملکوتی دانستهاند.