یعنی چه
این واژه در معنای حقیقی به فردی پرگوش، گرانگوش یا کر اطلاق میشود که توانایی شنیدن اصوات را ندارد. در ادبیات فارسی، آکنده گوش بیشتر در معنای کنایی و مجازی به کار میرود و غرض از آن، اشاره به شخص خودرای، غافل یا لجوجی است که گوشِ هوش خود را به روی پند، نصیحت و سخن حق بسته است و به هیچ صراطی مستقیم نیست.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از صفت مفعولی «آکنده» (به فتح کاف و سکون نون، به معنی پر شده و انباشته) و واژهٔ «گوش» است که در مجموع به صورت آکَندهگوش تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «کر و ناشنوا» یا «شخص نصیحتناپذیر»، کلمهٔ هشتحرفی «آکنده گوش» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
با توجه به بستر متن، برای بعد فیزیکی و ناشنوایی از واژه Deaf و برای بعد رفتاری و کنایی آن از واژگانی چون Unheeding یا Stubborn استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون کر، اصم، گرانگوش و سنگینگوش (در معنای واقعی) و واژههایی نظیر حرفنشنو، خودرای، پندناپذیر و نافرمان (در معنای کنایی) است. در مقابل، واژههایی مانند شنوا، تیزگوش، پندپذیر و نصیحتنیوش متضادهای آن به شمار میروند.
نماد چیست
در پهنهٔ شعر و ادب فارسی، آکنده گوش بودن نماد بارز غفلت، لجاجت، نشنیدن سخن حق و اصرار بر جهل و گمراهی است؛ کنایه از کسی که غرور یا هوا و هوس، مانع از رسیدن حقیقت به گوش جان او میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آکنده گوش
واژهٔ «آکنده گوش» (یا آگنده گوش) از صفات مرکب و اصیل در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب «آکنده» (به معنی پر شده و انباشته) و «گوش» ساخته شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به دو صورت معنا شده است؛ در معنای نخست و مادی خود به شخص کر و ناشنوا اشاره دارد که به دلیل انباشتگی یا سنگینی گوش، توانایی شنیدن را از دست داده است.
با این حال، شهرت و کاربرد اصلی این واژه در متون ادبی و عرفانی، در وجه کنایی و مجازی آن است. شاعران بزرگی همچون سعدی شیرازی در آثار خود از این ترکیب برای توصیف افرادی استفاده کردهاند که به سبب غرور، نادانی یا خودرایی، گوش خود را بر نصیحت خیرخواهان و پند پیران میبندند. این مفهوم، قرابت معنایی بالایی با تعابیر قرآنی همچون وجود سنگینی در گوش غافلان دارد و در ادبیات، نمادی از لجاجت و جهل به شمار میرود.