یعنی چه
واژهٔ ناسپاس به فردی اشاره دارد که در برابر لطف، نیکی، هدایا یا خدمات دیگران، حس قدردانی و تشکر ندارد. این اصطلاح در ادبیات اخلاقی و اجتماعی برای توصیف رفتاری ناپسند به کار میرود که در آن شخص نیکیها را نادیده میگیرد و به جای سپاسگزاری، راه کفران و بیوفایی را پیش میگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت نا سِ پاس (nā-sepās) است که در آن «نا» پیشوند نفی و «سپاس» واژهٔ اصلی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهٔ ناسپاس به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی چون «حقناشناس»، «ناشکر» یا «کفرانکننده نعمت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Ungrateful رایجترین معادل برای شخص ناسپاس است و واژه Thankless معمولاً برای کار یا رفتاری که قدر آن دانسته نمیشود استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و فرهنگ قرآنی، کلماتی مانند کفور (بسیار ناسپاس) و کنود (حقناشناس) به عنوان معادلهای دقیق این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
واژهٔ ناسپاس یک ترکیب اصیل فارسی از پیشوند نفی «نا-» و واژه پهلوی «سپاس» (spās به معنی خدمت و قدردانی) است. از همخانوادههای آن میتوان به سپاسگزاری و ناسپاسی اشاره کرد. واژههای شاکر، قدردان و سپاسگزار نیز متضادهای اصلی آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ناسپاس
واژهٔ «ناسپاس» یکی از مفاهیم عمیق اخلاقی در فرهنگ و زبان فارسی است که به صفت حقناشناسی و کفران نعمت اشاره دارد. این کلمه از ترکیب پیشوند نفی فارسی با ریشه پهلوی «سپاس» ساخته شده و نشاندهنده رفتاری است که در آن فرد، نیکی و محبت دیگران را نادیده میگیرد.
در متون دینی و قرآنی نیز این مفهوم با واژههایی چون «کفور» و «کنود» بسیار مذمت شده است، چرا که ناشکری نه تنها روابط انسانی را تخریب میکند، بلکه بر اساس باورهای فرهنگی و مذهبی، موجب زوال نعمتها نیز میشود.
در کاربردهای روزمره، ادبی و حتی حل جدول، کلمه ناسپاس به عنوان نمادی از بیوفایی و نمکنشناسی شناخته میشود و متضاد آن، یعنی سپاسگزاری و شاکر بودن، همواره به عنوان یک فضیلت بزرگ ستایش شده است.