یعنی چه
این عبارت کنایی در زبان فارسی به چند معنی به کار میرود: نخست، فریب دادن و سرگرم کردن کسی با سخنان چرب و نرم و ملایم؛ دوم، آرام کردن و سرگرم کردن کودکان با قصه و گفتار مهربانانه برای جلوگیری از گریه؛ سوم، تکرار نام کسی و زبانزد کردن او؛ چهارم، دستگیر کردن اسیر جنگی برای بازجویی و کسب اطلاعات (زبان گرفتن)؛ و پنجم، لکنت و بند آمدن زبان.
تلفظ
این ترکیب از حرف جر «بـِ» (به)، اسم «زَبان» و مصدر «گِرفتن» تشکیل شده است و به صورت سرهم یا جدا (به زبان گرفتن) تلفظ و نگارش میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف میتواند «بزبان گرفتن» (۱۰ حرف) یا معادلهای آن مانند «چرب زبانی» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در انگلیسی برای معنای فریب کلامی از افعالی چون coax یا wheedle و برای مفهوم نظامی از اصطلاح کسب اطلاعات از اسیر استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «نبر» به معنای غلبه کلامی بر کسی است و عباراتی مانند ملاطفه یا خداع بالکلام جنبههای دیگر این اصطلاح فارسی را پوشش میدهند.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز این اصطلاح در فارسی شامل چربزبانی، اغواگری، رام کردن با کلام، افشاگری و در برخی بافتارها لکنت زبان یا تخلیه اطلاعاتی دشمن است.
نماد چیست
«بزبان گرفتن» صرفاً یک فعل مرکب کنایی در ادبیات و تداول عامه است؛ بنابراین نماد مادی، اسطورهای یا تصویری ویژهای در فرهنگ عامه برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل بزبان گرفتن
عبارت «بزبان گرفتن» یا «بر زبان گرفتن» از جمله اصطلاحات کنایی و ظریف زبان فارسی است که ریشه در ادبیات کلاسیک و تداول عامه دارد. این واژه بسته به این که در چه موقعیت و بافتاری به کار رود، معانی متفاوتی به خود میگیرد. رایجترین کاربرد آن، اشاره به فریب دادن و همراه کردن دیگران با استفاده از چربزبانی و سخنان نرم است، در حالی که در محیط خانوادگی به معنای سرگرم کردن و ساکت کردن کودک با قصهها و لحن مهربانانه به کار میرود.
از سوی دیگر، این اصطلاح ابعاد معنایی جدیتری نیز دارد؛ به طوری که در گذشته برای افشا کردن راز یا نام کسی (زبانزد کردن) و در اصطلاحات کهن نظامی به معنای اسیر کردن سرباز دشمن برای بازجویی و جاسوسی (زبان گرفتن) استفاده میشده است. لغتنامههای معتبری مانند دهخدا و آنندراج این گستردگی معنایی را تایید کردهاند که نشاندهنده پویایی ترکیبات فعلی در زبان فارسی است.