یعنی چه
در لغت به معنای عزت، عظمت و سلطنت مطلق است. در اصطلاح فلسفه و عرفان اسلامی، به عالم غیب، جهان فرشتگان و عالم مجردات (عالم مثال و برزخ) گفته میشود؛ جهانی که از ماده پاک است اما شکل و صورت دارد (مانند تصاویر خواب که ابعاد دارند ولی جسم و وزن ندارند). این واژه از ریشه عربی «م ل ک» ساخته شده و پسوند «ـوت» در آن برای مبالغه و تأکید شدید بر عظمت مالکیت الهی است. همخانوادههای آن شامل مُلک، مَلِک، مالک، مملکت و ملائکه است. مترادفهای آن عالم علوی، عالم معنا و عالم نفوس هستند و متضاد اصلی آن «عالم ناسوت» (عالم ماده و طبیعت) یا «عالم مُلک» (جهان شهود) است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واژهگشایی «عالَم» (با فتح لام) به معنای جهان، و «مَلَکوت» (با فتح ميم و فتح لام) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، عباراتی همچون «عالم فرشتگان»، «جهان غیب» یا «مرتبه واسط میان عقل و ماده» به واژه ۹ حرفی «عالم ملکوت» یا واژه ۵ حرفی «ملکوت» اشاره دارند.
به انگلیسی
در متون فلسفی و الهیات انگلیسی، برای انتقال مفهوم عالم ملکوت از تعابیری که به قلمروهای غیرمادی، فرشتگان و پادشاهی آسمانی اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در الهیات و عوالم اربعه اسلامی (لاهوت، جبروت، ملکوت، ناسوت)، این واژه عینا در زبان عربی به کار میرود و به مرتبه نفوس و صور مجرده اشاره دارد.
در قرآن
واژه ملکوت دقیقاً ۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است: آیه ۷۵ سوره انعام (ارائه ملکوت آسمانها و زمین به ابراهیم برای رسیدن به یقین)، آیه ۱۸۵ سوره اعراف (دعوت به نظر کردن در ملکوت آسمانها و زمین)، آیه ۸۸ سوره مؤمنون و آیه ۸۳ سوره یس (منزه دانستن خدایی که ملکوت و باطن هر چیزی در دست قدرت اوست).
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی فلسفی، عالم ملکوت با «فرشته»، «روح یا نفس انسانی» و «پرنده» نمادپردازی میشود که همگی نشاندهنده سبکبالی، تجرد و رهایی از سنگینی خاک و جهان ماده و پرواز به سوی عالم بالا هستند.
جمعبندی و توضیح کامل عالم ملکوت
عالم ملکوت در حکمت و عرفان اسلامی به مرتبهای از هستی اطلاق میشود که میان عالم عقل محض (جبروت) و عالم ماده محض (ناسوت) قرار گرفته است. این جهان که از آن به عالم غیب، عالم مثال و جهان فرشتگان نیز تعبیر میشود، فاقد جرم، وزن و مادیات است اما بر خلاف عالم جبروت، دارای شکل، اندازه و صورت است؛ به طوری که مکاشفات عرفانی و حقایق رویاهای صادقه در این مرتبه تجلی مییابند.
بر اساس آموزههای قرآنی و متون لغتشناسی، ریشه این واژه مبالغهای بر حاکمیت، باطن و مالکیت انحصاری خداوند بر تمام ذرات هستی است. شناخت عالم ملکوت و گذر بصیرتی از ظاهر مادی جهان (مُلک) به باطن غیرمادی آن، بر اساس آیات الهی، انسان را به مرتبه حقالیقین و شهود باطنی میرساند.