یعنی چه
شکمخواری (یا شکمخوارگی) در زبان فارسی به معنای افراط در خوردن، شکمپرستی و زیادهروی در مصرف غذا است. در برخی منابع متقدم مانند ناظمالاطباء، این واژه به صورت کنایهای و در معنای اضداد برای «گرسنگی» و «بیچیزی» نیز به کار رفته است؛ اما کاربرد رایج و اصلی آن همان پرخوری و شکمبارگی است.
تلفظ
این واژه از ترکیب «شکم» (اسم) و «خوار» (اسم فاعل مرخم از مصدر خوردن) به همراه «ی» مصدری ساخته شده است و به صورت شِ کَ مْ خْ وا ری تلفظ میشود.
در جدول
کلمه مورد نظر در جدولهای شرح در متن به عنوان معادل پرخوری و شکمپرستی کاربرد دارد و دقیقاً دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Gluttony بیشتر به مفهوم اخلاقی و گناه شکمپرستی اشاره دارد و Overeating به فعل فیزیکی پرخوری میپردازد. همچنین در زبان عربی از واژگانی چون «شَرَه» و «کَثرَةُ الأکْل» و در ترکی از «Oburluk» استفاده میشود.
در قرآن
خودِ واژه «شکمخواری» به دلیل اصالت فارسی در قرآن نیامده است؛ اما مفهوم پرخوری افراطی و شکمپرستی در آیاتی نظیر «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا» (اعراف/۳۱) در نهی از اسراف، و آیه «يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ» (محمد/۱۲) در نکوهش سبک غذا خوردن کافران مطرح و ملامت شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، حیواناتی مانند «خر» (الاغ) و «گاو» به عنوان نماد شکمخواری، بیفکری و شهوتِ شکم شناخته میشوند (چنانکه در اشعار ناصرخسرو و مولانا آمده است). در فرهنگ غرب نیز حیوان «خوک» نماد اصلی صفت شکمپرستی (Gluttony) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل شکم خواری
واژه «شکمخواری» یک ترکیب کاملاً فارسی و اصیل است که از واژه پهلوی/فارسی «شکم» و ریشه فعل خوردن تشکیل شده است. این اصطلاح در وهله اول به معنای افراط در غذا خوردن، شکمبارگی و ترجیح دادن لذت طعام بر امور دیگر است؛ هرچند در متون کهن گاهی به عنوان کنایه از گرسنگی و فقر نیز استفاده شده است.
در ادبیات اخلاقی و عرفانی ایران، شکمخواری همواره به عنوان صفتی ناپسند و حیوانی نکوهش شده که انسان را از مرتبه معنوی خود دور میکند. شاعرانی چون نظامی گنجوی، مولانا و ناصرخسرو در اشعار خود انسان را از این صفت برحذر داشته و آن را مایه تنپروری و غفلت از روح دانستهاند.
از دیدگاه مذهبی و قرآنی نیز اگرچه خود واژه در متن عربی وجود ندارد، اما مصادیق آن تحت عناوینی چون اسراف، تبذیر و رفتارهای حیوانی در غذا خوردن به شدت رد شده است. در جهان امروز نیز این مفهوم در قالب اختلالات پرخوری و ناپرهیزیهای غذایی بررسی میشود.