یعنی چه
دابشلیم نام پادشاه و راجهٔ بزرگ کشور هند در داستانهای کتاب مشهور کلیله و دمنه است. در ادبیات کهن، او فرمانروایی بسیار دانا، عادل و جویای حکمت تصویر شده که قصههای حکمتآموز کلیله و دمنه توسط بیدپای حکیم (برهمن) برای پندآموزی به او روایت شده است.
تلفظ
این واژه به صورت دابْشَلیم یا دَبْشَلیم تلفظ میشود و در متون کهن گاه به صورتهای دیبشرم، دیبشلم و دیبسرم نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «پادشاه هند در کلیله و دمنه»، «فرمانروای هندی داستانهای بیدپای» یا «رای هند»، واژه دابشلیم با ۷ حرف یا دبشلیم با ۵ حرف قرار میگیرد.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به این شخصیت اساطیری و ادبی از معادلهای تفکیکشده فوق استفاده میشود.
به فارسی
از آنجا که این کلمه یک اسم خاص هندی (سانسکریت) است، معادل تککلمهای در فارسی ندارد؛ اما در متون کهن فارسی دری، معادل آن را «رایِ هند» آوردهاند که رای به معنای پادشاه و فرمانروا است.
نماد چیست
دابشلیم در ادبیات فارسی نماد و مظهر یک پادشاه مقتدر اما در عین حال پندپذیر، عادل و طالب حکمت است. او نماینده فرمانروایانی است که قدرت و سلطنت خود را با مشورت فیلسوفان، دانشمندان و خردمندان (مانند بیدپای برهمن) هدایت میکنند و گوش شنوایی برای شنیدن حقایق دارند.
جمعبندی و توضیح کامل دابشلیم
واژه دابشلیم (یا دبشلیم) یک اسم خاص تاریخی و اساطیری با ریشه سانسکریت (هندی کهن) است که از طریق ترجمه پهلوی و سپس عربیِ ابنمقفع به ادبیات فارسی دری راه یافته است. او همان راجه و پادشاه بزرگ هند است که کتاب معروف کلیله و دمنه به درخواست او و برای پندآموزی به وی، توسط بیدپای حکیم روایت میشود.
بر اساس گزارشهای متون کهن مانند مجملالتواریخ و القصص، دابشلیم معاصر انوشیروان عادل، پادشاه ساسانی، بوده است. در روایات تاریخی آمده که او همان پادشاهی است که بازی شطرنج را همراه با هدایای فراوان به دربار ایران فرستاد تا هوش ایرانیان را بسنجد و بزرگمهر حکیم توانست راز آن را کشف کند و در مقابل بازی تختهنرد را ساخت.
در مجموع، دابشلیم در فرهنگ و ادبیات ما فراتر از یک نام، به عنوان یک نماد شناخته میشود؛ نماد حاکمی که با وجود داشتن قدرت مطلقه، در برابر حکمت و معرفت زانو میزند و کشورداری خود را بر پایه عدل، مشورت با دانایان و پندپذیری استوار میسازد.