یعنی چه
السقما (در اصل السَّقماء) صفت مؤنث از ریشه «سقم» است که به معنای زن بیمار، ناتوان و رنجور به کار میرود. در ادبیات و متون کهن، این واژه مجازاً برای توصیف آرزوها، وعدهها یا عهدهای سست، باطل و بیاساس نیز استفاده شده است؛ یعنی آرزویی که مانند یک فرد بیمار، بیرمق و دستنیافتنی است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت «السَّقْماء» (با فتح سین و سکون قاف) تلفظ میشود و در متون فارسی و جداول معمولاً به صورت تخفیفیافته و بدون همزه پایانی یعنی «السُّقما» یا «السَّقما» خوانده میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بیمار و رنجور»، «آرزوی باطل و بیاساس» یا «مؤنث الاسقم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، برای معنای جسمانی آن از واژههای Ill یا Infirm و برای کاربرد ادبی آن (آرزوی پوچ) از واژه Illusory استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به زبان فارسی برابر است با: بیمار، رنجور، ناخوش، ناتوان، سست، پوچ و بیاساس.
نماد چیست
در اشعار و متون ادبی، السقما به عنوان نمادی از ضعف بنیه، سستی در عهد و پیمان، و همچنین آرزوهای پوچ و فریبندهای که هیچگاه به واقعیت نمیپوندند، به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل السقما
واژه «السقما» یک لفظ مستقل فارسی یا قرآنی نیست، بلکه شکل معرفه و مؤنث صفت عربی «الأَسْقَم» (بیمارتر) از ماده «س-ق-م» است که به صورت «السَّقْماء» وارد متون و اشعار کهن شده است. این کلمه در معنای حقیقی خود به زن بیمار و رنجور اشاره دارد، اما در کاربردهای ادبی، به ویژه زمانی که با واژههایی چون وعده یا آرزو ترکیب میشود، معنای سستی، باطل بودن و بیاساسی به خود میگیرد.
باید توجه داشت که این کلمه با این ساختار دقیق در قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای معروف آن مانند «سَقِیم» در آیاتی از سوره صافات برای توصیف بیماری حضرت ابراهیم (ع) و حضرت یونس (ع) به کار رفتهاند. در طراحی جداول کلمات متقاطع، السقما واژهای ۶ حرفی است که به عنوان معادل برای واژههای رنجور یا آرزوی واهی مد نظر قرار میگیرد.