یعنی چه
این کلمه دو معنای متفاوت دارد؛ در حالت اسم (اُطُم) به معنی قلعه، دژ، حصار سنگین، پناهگاه و خانه چهارگوش مسطح است. در حالت مصدر و فعل (اَطْم) به معنی سکوت کردن، پنهان کردن خشم، غضب کردن و بستن یا پوشاندن چیزی به کار میرود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از سه حرف اصلی (أ - ط - م) تشکیل شده است که در متون لغوی و کهن عربی به کار رفته و به مرور به کتابهای لغت و متون کهن فارسی نیز راه یافته است.
تلفظ
این واژه بسته به جایگاه معنایی حرکات متفاوتی میپذیرد؛ در معنای قلعه و حصار به صورت اُطُم (به ضم الف و طاء) تلفظ میشود و در معنای مصدری کتمان و سکوت، به صورت اَطْم یا اَطَمَ تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «اطم» معمولاً به عنوان یک پاسخ ۳ حرفی برای راهنماهایی همچون «قلعه»، «دژ»، «حصار سنگی مدینه» یا «کوشک» مورد استفاده طراحان قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفاهیم مادی این کلمه از واژگان مربوط به سازههای دفاعی و برای مفاهیم معنوی آن از افعال مربوط به پنهانکاری استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که واژه در اصل عربی است، معادلهای شیواتر و پرکاربردتر آن در عربی امروز برای بخش مادی «حصن» و «قلعه» و برای بخش رفتاری، افعالی نظیر «کتم» و «سکت» هستند.
به فارسی
برگردانهای مستقیم و اصیل فارسی برای این واژه شامل کلماتی چون «دژ»، «بارو»، «پناهگاه سنگی» در مفهوم فیزیکی، و ترکیبات کنایی مانند «رازپوشی» یا «خشمخوری» در مفهوم انتزاعی آن است.
جمعبندی و توضیح کامل اطم
واژه «اطم» از جمله کلمات چندمعنایی و کهن است که ریشه در زبان عربی دارد و به کتابهای لغت و ادبیات مکتوب فارسی راه یافته است. این واژه دو رویکرد معنایی کاملاً متمایز را پوشش میدهد؛ از یک سو در قالب اسم (اُطُم) به معنای بناهای مستحکم، دژها، قلعهها و حصارهای سنگی (به ویژه حصنهای سنگی مدینه در صدر اسلام) به کار میرود که مظهر استواری، حفاظت و پناه گرفتن است.
از سوی دیگر، این واژه در حالت مصدری و فعلی (اَطْم) به مفاهیم انتزاعی و رفتاری انسان اشاره دارد. در این کاربرد، «اطم» به معنای فروخوردن خشم، سکوت پیشه کردن، کتمان راز و نگهداشتن حرف در دل است که نوعی نمادِ درونگرایی، صبوری و کنترل شدید بر نفس به شمار میرود.
در زبان فارسی امروز، این کلمه به هیچ وجه به عنوان یک واژه رایج در گفتار روزمره یا نگارش مدرن کاربرد ندارد. حضور آن امروزه منحصر به متون کهن ادبی، لغتنامههای مرجع نظیر دهخدا و منتهیالارب، و همچنین به عنوان یک کلمه کلیدی سه حرفی و کاربردی در حل جدولهای کلمات متقاطع است.