معنی
در لغتنامههای معتبر مانند معین و دهخدا، مرح به عنوان مصدر به معنی شادمان شدن، شدت نشاط و خرامیدن به ناز و تکبر آمده است. این واژه در بافتهای گوناگون ادبی و دینی، طیفی از شادی تا سرکشی را در بر میگیرد.
یعنی چه
عبارت مرح در اصل به حالتی از ابراز خوشحالی اشاره دارد که شخص از حد اعتدال خارج شده و رفتار او نمایانگر غرور، تکبر و سبکسری ناشی از داشتن نعمت یا قدرت باشد.
مترادف
این کلمات در فرهنگهای فارسی و عربی به عنوان واژگان هممعنی یا نزدیک به مفهوم مرح ذکر شدهاند که ابعاد مختلف شادی و تکبر را نشان میدهند.
متضاد
واژههایی که در نقطه مقابل سرمستی و رفتار متکبرانه قرار دارند و شامل حالات روحی غمگین یا رفتارهای متواضعانه هستند.
هم خانواده
مشتقات مختلفی که از ریشه سه حرفی (م-ر-ح) در زبان عربی ساخته شده و به زبان فارسی نیز راه یافتهاند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی است و در معنای اولیه خود به شدت فرح و شادی مفرطی اشاره دارد که انسان را به تکبر و خروج از حد و مرزهای اخلاقی وا میدارد.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «شادی مفرط»، «خرامیدن به ناز» یا «تکبر در شادی»، کلمه سه حرفی مرح به عنوان پاسخ دقیق به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی مرح به دو دسته مثبت (شادی و نشاط) و منفی (غرور و رفتار متکبرانه ملهم از متون قرآنی) تقسیم میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل مرح
واژه «مَرَح» یک مفهوم دوجانبه در ادبیات و ریشهشناسی واژگان دارد. در لغتنامههای فارسی مانند معین و دهخدا و همچنین در زبان عربی معاصر، این کلمه بیشتر بار معنایی مثبت یا خنثی داشته و به معنای شادی شدید، نشاط، شوخطبعی و سرزندگی به کار میرود که گاه با خرامیدن و راه رفتن با ناز همراه است.
با این حال، در کاربردهای قرآنی و متون اخلاقی، این واژه دقیقاً در معنایی منفی و به عنوان یک رذیله رفتاری نکوهش شده است. در آیاتی از سورههای اسراء، لقمان و غافر، انسانها از «مرح» در زمین منع شدهاند، که در اینجا به معنای سرمستی مهارنشده از نعمت، طغیان، خودبزرگبینی و راه رفتن با تبختر و تکبر است؛ رفتاری که ناشی از غفلت نسبت به منشأ نعمات پیش میآید.