یعنی چه
ذواقه در لغت به معنی بسیار چشنده و کسی است که مزه طعام یا شراب را امتحان میکند (چاشنیگیر). این واژه در مفهوم کنایی به فرد ملول و متلونمزاج نیز اشاره دارد؛ یعنی کسی که زود از یک چیز خسته و دلزده میشود و به سراغ چیز دیگری میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت ذَوّاقَه (Zavvaqeh) تلفظ میشود که حرف «و» در آن دارای تشدید است.
در جدول
کلمه ذواقه دقیقاً ۵ حرف دارد و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'بسیار چشنده' یا 'چاشنیگیر' کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از واژههای فوق برای رساندن مفهوم ذواقه استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و صیغه مبالغه از ریشه (ذ و ق) است.
به فارسی
در زبان فارسی برای رساندن معنای این کلمه از ترکیبهایی مثل چاشنیگیر، مزهسنج، خوشخوراک و در معنای کنایی از واژه متلونمزاج یا دمدمیمزاج استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و لغتنامهها، نماد نمادین یا نشانهشناختی خاصی برای کلمه ذواقه تعریف یا ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل ذواقه
واژه ذواقه یک صیغه مبالغه با ریشه عربی (از سه حرف ذ، و، ق) است که به زبان فارسی وارد شده است. این کلمه در وهله اول به معنای کسی است که بسیار میچشد و کار چاشنیگیری و سنجش طعم غذاها را انجام میدهد. همچنین در نگاهی ظریفتر، در هنر و ادبیات به فرد نکتهسنج و خوشقریحه که تمیزدهنده سره از ناسره است نیز اطلاق میشود.
علاوه بر کاربرد ظاهری، ذواقه یک کاربرد کنایی و روانشناختی نیز در لغتنامههای کهن مانند دهخدا دارد. این کلمه برای توصیف افراد ملول، متلونمزاج و دمدمی استفاده میشود؛ کسانی که به سرعت از یک وضعیت، شغل یا رابطه دلزده شده و به دنبال تجربه و چشیدن یک موقعیت جدید میروند.
اگرچه خودِ کلمه ذواقه در متن قرآن مجید عیناً ذکر نشده، اما همخانوادههای سرشناس آن مانند 'ذائقه' در آیات مشهوری چون 'کل نفس ذائقة الموت' به کار رفتهاند که همگی نشاندهنده مفهوم بنیادین 'چشیدن' و ادراک طعم یا یک کیفیت هستند.