معنی
مغفر در اصل پوششی شبکهای از حلقههای فولادی یا زرهی بود که جنگجویان زیر کلاهخود یا به تنهایی روی سر و گردن میکشیدند تا از اصابت ضربات شمشیر، نیزه و تیر در امان بمانند. در ادبیات و لغتنامهها گاهی به خودِ کلاهخود نیز مِغفر گفته شده است.
یعنی چه
این واژه از ریشه عربی «غَفْر» به معنی پوشاندن و پنهان کردن گرفته شده است. از آنجا که این کلاه زرهی سر و گردن رزمجو را کاملاً میپوشاند و محافظت میکرد، به آن مِغفر (اسم آلت) میگفتند.
مترادف
واژههایی مانند خود و ترگ در ادبیات حماسی فارسی بیشترین شباهت معنایی را با مغفر دارند.
متضاد
برای ابزارها و اشیای خاص نظامی متضاد مستقیمی در لغت وجود ندارد، اما به لحاظ مفهومی میتوان آن را مقابل بیدفاع بودن سر دانست.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سهحرفی «غ-ف-ر» هستند که در معنای پوشاندن مشترکاند؛ همانطور که مغفر سر را میپوشاند، مغفرت الهی نیز گناهان را پوشانده و محو میکند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر برای راهنمای «کلاهخود قدیمی» یا «زره سر» یک پاسخ ۴ حرفی خواسته شود، واژه «مغفر» جواب اصلی است.
به انگلیسی
برای ترجمه دقیق این واژه در متون تاریخی نظامی، عباراتی که به کلاهخودهای زنجیری و حلقهای اشاره دارند مناسبترین گزینهها هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مغفر
واژه مِغْفَر یکی از کلمات پرکاربرد در ادبیات حماسی و متون تاریخی فارسی است که به نوعی کلاهخود یا پوشش زرهیِ مخصوص سر و گردن اشاره دارد. این ابزار جنگی از حلقههای درهمتنیده فولادی ساخته میشد تا رزمندگان را در برابر حملات مستقیم دشمن محافظت کند. ریشه این واژه عربی بوده و با کلماتی چون مغفرت و غفران همخانواده است، چرا که مفهوم بنیادین این ریشه، «پوشاندن و پنهان کردن» است.
گرچه خود واژه مغفر در متن قرآن کریم نیامده، اما در روایات صدر اسلام و تاریخ جنگها به چشم میخورد. در فرهنگ و ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار حماسی مانند شاهنامه، مغفر در کنار واژههایی چون جوشن، زره و سپر، نمادی از شجاعت، آمادگی دفاعی کامل و تدبیر نظامی پهلوانان در میدان نبرد به شمار میرود.