معنی
موفق در زبان فارسی به عنوان صفت برای کسی یا کاری به کار میرود که با کامیابی، بهرهمندی و دستاورد مثبت همراه بوده است. این واژه از نظر لغوی به معنی کسی است که کارها برایش به آسانی دست میدهد و هدایتشده به راه راست است.
یعنی چه
در اصطلاح، موفق به کسی میگویند که توانسته است با هماهنگی، تلاش یا یاری الهی به اهداف خود برسد. در حالت دیگر، اگر به کسر فاء (مُوَفِّق) خوانده شود، به معنی توفیقدهنده و یاریرسان است که از صفات خداوند به شمار میرود.
مترادف
این واژهها در متون مختلف به عنوان هممعنی کلمه موفق برای اشاره به افراد دستیافته به هدف استفاده میشوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل موفقیت، یعنی عدم دستیابی به نتیجه یا محرومیت از کامیابی را میرسانند.
هم خانواده
واژههایی که با موفق همریشه هستند و مفهوم سازگاری، هماهنگی و همراهی را در خود دارند.
ریشه
این کلمه اصل عربی دارد و اسم مفعول از باب تفعیل (مُوَفَّق) است. ریشه اصلی آن «وَفَقَ» به معنی وفق دادن، سازگاری، هماهنگی و ملاءمت بین دو چیز است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، برای راهنمای «کامیاب» یا «پیروز»، واژه ۴ حرفی «موفق» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
معادلهای بینالمللی واژه موفق در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی که برای رساندن مفهوم پیروزی و کامیابی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل موفق
واژه موفق ریشه در مفهوم سازگاری، هماهنگی و همراهی دارد. هنگامی که فردی با شرایط، اهداف یا تقدیر خود همگام و هماهنگ میشود، مسیر دستیابی به اهداف برای او هموار گشته و در اصطلاح به او موفق یا توفیقیافته میگویند. این کلمه صفت مثبتی است که در ادبیات فارسی کاربرد گستردهای دارد.
اگرچه خود کلمه «موفق» به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما ریشه آن یعنی «توفیق» به معنی یاری و سازگاری دادن از سوی خداوند، در آیات متعدد ذکر شده است. در فرهنگ عامه و بینالمللی نیز نمادهایی مانند شبدر چهارپر، نعل اسب یا علامت پیروزی (V) به عنوان نشانههای غیررسمی برای این مفهوم تلقی میشوند.