یعنی چه
طهارت در لغت به معنای پاک شدن، نظافت و دوری از پلیدیها و نجاسات است. در اصطلاح دینی و فقهی، این مفهوم به دو بخش طهارت ظاهری (مانند شستشوی بدن و لباس از نجاسات) و طهارت باطنی یا حکمی (شامل وضو، غسل و تیمم که روح را آمادهٔ تقرب میکند) تقسیم میشود. ارتباط آن با مقدس بودن در این است که امر مقدس، امری منزه، بیآلایش و کاملاً پاک از گناه و آلودگیهای مادی و معنوی است.
تلفظ
واژه طهارت با فتح طاء، الف کشیده و فتح راء تلفظ میشود: طَهارَت (tahārat).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «طهارت یا مقدس بودن» علاوه بر خود این عبارت ۱۵ حرفی، میتوان از واژههای هممعنی مانند قداست، پاکی یا نزاهت استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد، برای جنبهٔ پاککنندگی از Purification، برای حالت پاکی از Purity و برای جنبهٔ مقدس بودن و عالیرتبه بودن معنوی از Holiness استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود ریشهٔ عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت «طهارة» برای پاکی و «قداسة» برای قداست و پاکی برتر به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و رایج، میتوان واژههای پاکی، پاکیزگی، بیآلایشی، پارسایی و فروزانی معنوی را به عنوان برگردان و معادلهای دقیق این مفهوم به کار برد.
در قرآن
واژگان مشتق از ریشه «طهر» حضور پررنگی در قرآن دارند؛ از جمله طهارت ظاهری مانند «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا» (فرقان/۴۸) و طهارت معنوی و باطنی مانند آیه تطهیر در شأن اهل بیت «...وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (احزاب/۳۳) و همچنین شرط دسترسی به حقیقت کتاب آسمانی در آیه «لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹).
جمعبندی و توضیح کامل طهارت یا مقدس بودن
مفهوم طهارت و مقدس بودن، پیوندی ناگسستنی میان پاکیزگی جسم و تعالی روح برقرار میسازد. این واژه که از ریشه عربی «طهر» گرفته شده، در وهله اول مرتبهای از نظافت مادی و فقهی را به ذهن متبادر میکند، اما در ساحت معنوی به معنای منزه بودن از هرگونه آلودگی اخلاقی، گناه و پلیدی باطنی است.
در فرهنگهای مختلف و ادیان آسمانی، به ویژه در قرآن کریم، طهارت به عنوان یک پیششرط اساسی برای تقرب به خداوند و درک حقایق هستی معرفی شده است. نمادهایی همچون آب زلال و رنگ سفید در تمام جوامع، نشاندهنده همین حالت بیآلایشی، نوزایی و ارزش والای امر مقدس هستند که انسان را از مرتبه حیوانی به اوج قداست انسانی میرسانند.