یعنی چه
ترکیب «تضرع یعقوب» یک ترکیب اضافی (مضاف و مضافالیه) است که به زاری، خضوع، التماس همراه با فروتنی و شکوه کردن حضرت یعقوب (ع) به درگاه خداوند در فراق فرزندش یوسف (ع) اشاره دارد. تضرع در لغت به معنای اظهار ناتوانی و شکستگی به درگاه حق است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «تَضَرُّعِ یَعْقوب» است که واژه اول با تشدید روی حرف «ر» و کسرۀ اضافه به واژه بعدی متصل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به نشانه یا نماد زاری و اندوه پیر کنعان در فراق یوسف، ترکیب «تضرع یعقوب» است که دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم عبادی و تاریخی از واژگان Supplication (به معنای ابتهال و تضرع) و Lamentation (به معنای سوگواری و مویه) در کنار نام حضرت یعقوب استفاده میشود.
به عربی
در متنهای عربی این مفهوم با همان عبارت «تضرع يعقوب» یا اصطلاح قرآنی «شكوى يعقوب» شناخته میشود که نشاندهنده ابراز غم و اندوه به پیشگاه الهی است.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنی فارسی این ترکیب شامل زاری کنعان، راز و نیاز غمین، استغاثه یعقوب، و خضوع پیر کنعان در کلبه احزان است. ریشه بخش اول آن عربی (ض ر ع) است اما ترکیب در زبان فارسی کاربرد ادبی فراوان دارد.
در قرآن
در قرآن کریم، حالت تضرع و شکایت حضرت یعقوب به درگاه خدا در آیه ۸۶ سوره یوسف به زیبایی تصویر شده است؛ آنجا که میفرماید: «قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» (گفت: من غم و اندوهم را تنها به خدا میگویم و شکایت نزد او میبرم).
جمعبندی و توضیح کامل تضرع یعقوب
ترکیب «تضرع یعقوب» بیانگر عالیترین مرتبه خضوع، ابتهال و پناه بردن یک پیامبر الهی به پیشگاه پروردگار در اوج بلا و مصیبت است. واژه تضرع که از ریشه ثلاثی مجرد (ض ر ع) مشتق شده، به معنای مبالغه در فروتنی و اظهار عجز است. این حالت در داستان حضرت یعقوب (ع) بازتابدهنده راز و نیاز غمبار اما سرشار از امید او در دوران فراق طولانی فرزندش، حضرت یوسف (ع) است.
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، تضرع یعقوب فراتر از یک واقعه تاریخی، به یک نماد برجسته تبدیل شده است. شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی و مولانا از این مفهوم و تعابیری همچون «کلبه احزان» برای نشان دادن «امیدواری در عین سوز و گداز»، «صبر جمیل» و «تسلیم نشدن در برابر ناامیدی» استفاده کردهاند. پیر کنعان در این فرهنگ، نماد منتظر صادقی است که اگرچه چشمانش از اندوه نابینا میشود، اما دلش همواره به لطف و تدبیر الهی روشن باقی میماند.