یعنی چه
اهل تمیز (یا اهل تمییز) به کسی اطلاق میشود که به مرتبهای از رشد فکری و درک رسیده است که توانایی بازشناختن سره از ناسره، خوب از بد و سود از زیان را دارد. این اصطلاح در ادبیات کهن گاهی به مجاز برای افراد باادب، پاکیزه و باذوق نیز استفاده شده، اما معنای اصلی و حقوقی آن همان داشتن قوهٔ سنجش و تشخیص است.
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ فارسی/عربی «اهل» (به کسر لام) و واژهٔ عربی «تمییز» (با تشدید یا بدون تشدید ی اول در تلفظ روان فارسی) ساخته شده و به صورت «اَهلِ تَمييز» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی همچون «صاحب درک و تشخیص» یا «فرد ممیز»، واژهٔ «اهل تمیز» با ۷ حرف به عنوان پاسخ دقیق شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که نشاندهنده بصیرت و قوه درک هستند استفاده میشود. در متون حقوقی بینالمللی نیز معادل اصطلاح لاتین آن کاربرد دارد.
به عربی
در زبان و فقه عربی، این اصطلاح دقیقاً به همین صورت یا به شکل «سن التمییز» برای سن و مرحلهای از زندگی انسان که قدرت تفکیک رفتارها را پیدا میکند، به کار میرود.
در قرآن
ترکیب عینی «اهل تمیز» یا «اهل التمییز» در متن قرآن کریم ذکر نشده است. با این حال، ریشه و مفهوم «تمییز» به معنای جدا کردن پاک از ناپاک در آیاتی مانند آیه ۳۷ سوره انفال («لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ») آمده است. همچنین فقه قرآنی برای اشاره به این مرحله از رشد، از اصطلاحاتی چون «بلوغ حلم» یا «رشد» استفاده میکند.
نماد چیست
در نمادشناسی و مفاهیم تمثیلی، «اهل تمیز» با نمادهایی همچون «ترازو» (به نشانه سنجش و وزن کردن حق و باطل) یا «چشم بینا و تیزبین» (به نشانه بصیرت و تفکیک سره از ناسره) نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اهل تمیز
اصطلاح «اهل تمیز» که در متون فقهی و حقوقی بیشتر به صورت «اهل تمییز» نگاشته میشود، ترکیبی رسوخکرده در زبان فارسی است که به شخصِ واجدِ قوهٔ درک، عقل و تشخیص اطلاق میگردد. این فرد قادر است ماهیت امور، سود و زیان شخصی و همچنین حسن و قبح (خوبی و بدی) اعمال را به درستی درک کند. در ادبیات کلاسیک پارسی، این واژه گاه با ظرافتی بیشتر به معنای انسانهای پاکیزه، باادب و صاحبذوق نیز به کار رفته است که نشان از توانایی آنان در تمیز دادن رفتارهای پسندیده از ناپسند دارد.
از منظر حقوقی و تکلیفی، احراز صفات اهل تمیز اهمیت بالایی دارد؛ چرا که مرز میان عدم مسئولیت مطلق و ورود به عرصهٔ مسئولیتهای نسبی را مشخص میکند. اگرچه این عبارت به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما زیربنای فکری آن یعنی جداسازی خبیث از طیب و رسیدن به سن رشد، کاملاً منطبق بر مفاهیم و آموزههای اصیل اسلامی و قرآنی است.