یعنی چه
عبارت «مشت و درفش» یا «مشت کوفتن بر درفش» در ادبیات فارسی کنایه از انجام کاری بیهوده، نابرابر و بسیار خطرناک است. این اصطلاح، تلاشِ فردی دستخالی و ضعیف (مشت) را در برابر فردی مسلح و دارای ابزار برنده (درفش) نشان میدهد که در نهایت جز آسیب دیدن شدید فرد ضعیفتر هیچ نتیجهای ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [مُش تُ دِ رَفْ شْ] (mošt o derafš) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه به صورت «مشت و درفش» و دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات اصطلاحی متعددی وجود دارد که این مفهوم را میرساند؛ از جمله عبارت اصطلاحی و قدیمی با ریشه انجیلی که دقیقاً به معنای پا کوفتن بر درفش است و عبارت مدرنتر که به تقابل نابرابر ابزارها اشاره دارد.
به فارسی
عبارات و ضربالمثلهای مترادف در زبان فارسی شامل «مشت بر سندان کوفتن»، «آب در هاون کوبیدن»، «سر به صخره کوبیدن» و «با دم شیر بازی کردن» است که همگی مفهوم بیهودگی یا خطرناک بودن یک اقدام نابرابر را بازگو میکنند.
نماد چیست
این عبارت نماد عینی تقابلِ «ضعفِ مطلقِ بدون ابزار» در برابر «قدرتِ برترِ مجهز» است؛ موقعیتی که در آن ایستادگیِ بدون تدبیر صرفاً به نابودی شخص منجر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مشت و درفش
اصطلاح «مشت و درفش» ریشه عمیقی در ادبیات کلاسیک فارسی دارد و در اشعار بزرگانی چون فردوسی، نظامی و خاقانی به کار رفته است. تصویرسازی این کنایه بر پایه تقابلِ گوشت و پوست دست (مشت) با ابزار نوکتیز و آهنی کفشدوزی یا نیزه (درفش) شکل گرفته است. این تمثیل به خوبی نشان میدهد که هرگونه تلاشِ دستخالی در برابر قدرت قاهره و مجهز، از سر ناچاری یا حماقت محض است.
استفاده از این ضربالمثل در گفتوگوهای روزمره زمانی کاربرد دارد که فردی بخواهد دیگری را از هدر دادن انرژی و جان خود در یک نبرد کاملاً نابرابر و از پیش باخته برحذر دارد. این مفهوم در فرهنگهای دیگر نیز با تصاویر متفاوتی مثل چاقو بردن به جنگ تفنگ یا شاخ زدن میش به کوه توصیف شده است که همگی بر یک معنا استوارند.