یعنی چه
فطرت و نهاد به ویژگیهای ذاتی، ساختار روانی، و گرایشهای مایل به خیری گفته میشود که انسان از آغاز خلقت با خود به همراه دارد (مانند حقیقتجویی و خداخواهی) و همچنین سرشت، ذات، خمیره، طبع، بنیان و ضمیر درونی انسان را شامل میشود.
تلفظ
واژهٔ فطرت به صورت فِطْ رَت (fitrat) و واژهٔ نهاد به صورت نَ هاد (nahād) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «فطرت و نهاد» با ۹ حرف است. همچنین کلماتی مانند سرشت، ذات و طینت نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم فطرت و نهاد از واژگانی استفاده میشود که به ذات و سرشت اولیه اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی واژه الفطرة و مشتقات آن یا تعابیری چون الجبلة برای این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی و واژگان جایگزین آن شامل سرشت، ذات، طینت، جِبلّت، طبع، خمیره، صبغه، خوی و منش است.
در قرآن
واژه دقیق «فِطْرَت» تنها یکبار در قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره روم به کار رفته است که اشاره به آفرینش خاص الهی دارد که دگرگونیپذیر نیست.
جمعبندی و توضیح کامل فطرت و نهاد
واژههای «فطرت» و «نهاد» در زبان فارسی پیوند معنایی عمیقی با یکدیگر دارند. فطرت که ریشهای عربی دارد، به معنی آفرینشِ نخستین و بدون سابقه است و در اصطلاح به ویژگیهای ذاتی و گرایشهای مایل به خیری گفته میشود که انسان از آغاز خلقت با خود به همراه دارد.
در مقابل، نهاد واژهای اصیل و پارسی میانه است که از مصدر نهادن میآید و به معنای آنچه در پایه و پایاب وجود انسان قرار داده شده، یعنی سرشت، خمیره و ضمیر درونی است. این دو مفهوم در کنار هم کل ساختار وجودی و گرایشهای اصیل و پاک انسان را توصیف میکنند.
این مفاهیم در ادبیات عرفانی و دینی به عنوان یک امر مجرد و ماوراءالطبیعی شناخته میشوند که گاهی به لوح پاک یا آینه صیقلی دل که غبار نگرفته است تشبیه میگردند. در مقابل این امور ذاتی، امور مکتسب و عارضی قرار دارند که انسان بعدها از محیط فرا میگیرد.