یعنی چه
واژه آزاد در زبان فارسی به معنای رهایی، استقلال، داشتن اختیار و عدم وابستگی است. این کلمه همچنین برای اشاره به چیزهایی که هزینه یا قید و بند دولتی و قانونی ندارند (مانند دانشگاه آزاد یا تجارت آزاد) و در علم زیستشناسی برای نوعی درخت از تیره نارون و یک گونه ماهی استخوانی نیز به کار میرود.
مترادف
این کلمات همگی مفهوم رهایی از بند، داشتن اختیار و عدم وابستگی را میرسانند.
متضاد
این واژهها در تضاد مستقیم با مفهوم رهایی، استقلال و اختیار قرار دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه مشترک فارسی میانه مشتق شدهاند و مفاهیم مرتبط با حریت و نجابت را میسازند.
ریشه
واژه آزاد از فارسی میانه (āzāt) و در نهایت از ایرانی باستان گرفته شده است. این کلمه در اصل به معنی «نجیبزاده» یا «شخصی که از قید بردگی رها شده» بوده و به مفهومی مرتبط با «زادهشدهٔ آزاد» اشاره دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه آزاد دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به تعداد حروف مشخص شده، کلمات حر یا رها نیز میتوانند به عنوان پاسخ جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
این کلمات معادلهای دقیق و رایج واژه آزاد در زبانهای خارجی جهت ترجمه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل آزاد
واژه «آزاد» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین واژههای زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبان پارسی میانه (āzāt) دارد. این کلمه در معنای اولیه خود با مفهوم نجابت، اصالت و رهایی از بند اسارت گره خورده است و در طول زمان به نمادی از استقلال رای، اختیار و عدم وابستگی مادی و معنوی تبدیل شده است. در فرهنگ عامه و اصطلاحات روزمره نیز به امور غیردولتی، بدون هزینه یا بدون محدودیت اطلاق میشود.
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایران، به ویژه در اشعار حافظ، سعدی و فردوسی، آزادگی مرتبهای والا از انسانیت است. در این میان، درخت «سرو» به عنوان نماد بارز سرو آزاد شناخته میشود؛ چرا که برخلاف سایر درختان، ثمرهای ندارد تا به خاطر آن مقید شود و در تمام فصول سال در برابر خزان و سرما سرافراز و پابرجا باقی میماند.
اگرچه خود واژه آزاد به دلیل ریشه فارسیاش در قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم عمیق آن با ریشه عربی «ح ر ر» به چشم میخورد؛ مانند اصطلاح «تحریر رقبه» به معنی آزاد کردن بندگان و واژه «محرراً» در سوره آلعمران که به معنای فردی خالص و رها شده از تعلقات دنیا برای خدمت در راه حق است.