معنی
این کلمه فعل امر از مصدر بخشیدن است و دو معنای اصلی دارد: یکی چشمپوشی از خطا و گناه کسی (عفو) و دیگری دادن مال، هدیه یا سهمی به کسی بدون چشمداشت (عطا و دهش).
یعنی چه
عبارت ببخش در گفتار روزمره به عنوان فعل دستوری برای درخواست گذشت از اشتباهات به کار میرود. همچنین شکل مؤدبانه آن (ببخشید) برای عذرخواهی یا جلب توجه مخاطب قبل از طرح سؤال استفاده میشود.
مترادف
واژههای فوق بسته به متن جمله (معنای گذشت یا معنای دادن مال) میتوانند به عنوان مترادف ببخش استفاده شوند.
متضاد
در معنای عفو، متضادهای آن مجازات و انتقام است و در معنای دهش و عطا، متضاد آن پس گرفتن و تصاحب کردن است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه و بن مضارع «بخش» ساخته شدهاند و با مفهوم دادن یا گذشت کردن در ارتباط هستند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای باستانی ایران دارد. در فارسی میانه به صورت baxšidan (بهره دادن و تقسیم کردن) بوده و در ایرانی باستان و اوستایی از ریشه baga به معنی بهره و قسمت مشتق شده است. در اصل معنای آن تقسیم کردن مال و دادن سهم به دیگری بوده است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از واژه، گذشتن از خطای کسی باشد یا بخشیدن مال و هدیه، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ببخش
واژهٔ «ببخش» یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد زبان فارسی است که فعل امر از مصدر بخشیدن محسوب میشود. این کلمه دو تجلی مفهومی بارز دارد؛ نخست در معنای اخلاقی و عرفانی به عنوان درخواست عفو، گذشت و چشمپوشی از خطا، و دوم در معنای مادی و کرمورزی به عنوان دادن مال، سهم یا هدیه به دیگری بدون چشمداشت.
در فرهنگ عامه و ادبیات ایران زمین، بخشش نشانه بزرگواری، روح بلند و از صفات بارز الهی است. همچنین در روابط اجتماعی روزمره، شکل جمع یا محترمانه آن یعنی «ببخشید» به عنوان ابزاری کلیدی برای رعایت ادب، پوزشخواهی گفتاری یا جلب توجه مخاطب پیش از باز کردن سر صحبت به کار میرود.