یعنی چه
این عبارت در اصل به معنی نوبت یا فرصت بازی پیدا نکردن است و در مفهوم کنایی به معنای ناکام شدن، بیبهره ماندن و پیش نرفتن امور بر وفق مراد و دلخواه شخص به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «داو (dāv) نیافتن (na-yāftan)» است.
در جدول
در کنایات و اصطلاحات قدیمی جدول، این عبارت به عنوان پاسخ برای راهنمای «ناکام شدن» یا «نوبت بازی پیدا نکردن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم از دست دادن نوبت بازی یا فرصت زندگی از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه خلیع به تیری در قمار اشاره دارد که برنده نمیشود و اصطلاح دوم به معنای فرصت نیافتن است.
به فارسی
واژههای هممعنی و معادل فارسی آن شامل ناکام شدن، بیبهره ماندن، محروم شدن، فرصت نیافتن و نقش بر مراد ننشستن است. ریشه آن فارسی اصیل بوده و با واژههای داو، داوطلب و داو دادن همخانواده است.
جمعبندی و توضیح کامل داو نیافتن
اصطلاح «داو نیافتن» یک ترکیب کنایی و کهن در زبان فارسی است که ریشه در بازیهای سنتی و تختهای مانند تختهنرد و قمار دارد. در زمانهای گذشته، هنگامی که تاس یا نقش بازی بر وفق مراد بازیکن نمینشست و او نوبت یا شانس حرکت خود را از دست میداد، از این عبارت استفاده میکردند.
به مرور زمان، این واژه از دنیای بازیها فراتر رفته و وارد ادبیات روزمره و کنایی فارسی شده است. امروزه وقتی کسی در کارهای خود با بدشانسی مواجه میشود، به هدفش نمیرسد یا کارها بر وفق مرادش پیش نمیروند، اصطلاحاً گفته میشود که او داو نیافته است؛ یعنی از بخت و فرصت خود محروم مانده است.