یعنی چه
واژه «زوری» در زبان فارسی به عنوان صفت یا قید به کار میرود و به کار، رفتار یا حالتی اشاره دارد که از روی اراده و رضایت شخص نباشد، بلکه به دلیل فشار بیرونی، اجبار یا اکراه شکل گرفته باشد. همچنین در ریشههای قدیمیتر، گاه به معنای حاصلمصدر یعنی توانمندی و قدرت نیز به کار رفته است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت /zuri/ تلفظ میشود که شامل صامت «ز»، مصوت بلند «او»، صامت «ر» و مصوت بلند «ی» است.
در جدول
در کلمات متقاطع، واژه «زوری» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «تحمیلی»، «از روی اجبار» یا «بدون اختیار» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در قالب قید (بهزور) یا صفت (کارِ زوری) استفاده شود، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از مشتقات جبر، قسر و قهر استفاده میشود. لازم به ذکر است که واژه «زُور» در عربی به معنی دروغ است و با «زوری» فارسی ارتباطی ندارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، ریشه واژه «زور» به عنوان وامواژه استفاده شده و مفاهیمی دقیقاً مشابه را میسازد.
به فارسی
مترادفها و واژههای هممعنی فارسی برای زوری عبارتند از: اجباری، تحمیلی، قهری، قسری، اکراهی، عنیف، جبری و زورکی. در مقابل، واژههای اختیاری، دلبخواهی، ارادی، خودخواسته و رضایتمندانه به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل زوری
واژه «زوری» یک صفت و قید حالتی در زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد. واژه پایه آن یعنی «زور» (zōr) به معنای نیرو، قدرت و طاقت بوده که با پیوستن «ی» صفتساز یا حاصلمصدر، مفهوم انجام یک عمل با فشار بیرونی و بدون تمایل و رضایت درونی را به خود گرفته است.
این کلمه در زبان گفتاری و نوشتاری کاربرد وسیعی دارد و معمولاً برای توصیف کارها، لبخندها، یا تصمیماتی به کار میرود که فرد تحت شرایط تحمیلی و محیطی تن به آنها داده است. شناخت مترادفهایی نظیر اجباری و تحمیلی به درک بهتر جایگاه این واژه در ادبیات روزمره کمک میکند.
از نظر ریشهشناسی باید توجه داشت که این کلمه کاملاً فارسی است و نباید آن را با واژه عربی «زُور» (به معنی باطل و دروغ که در قرآن نیز آمده است) اشتباه گرفت. در حقیقت، زوری مادی یا سنتی خاصی ندارد و صرفاً نمادی انتزاعی از عدم کنترل و سلب اختیار فردی در مواجهه با یک موقعیت یا قدرت برتر است.