یعنی چه
درنده صفت فاعلی از مصدر «دریدن» است و به کسی یا چیزی اطلاق میشود که پاره میکند. در اصطلاح عام و علوم طبیعی، این واژه برای توصیف جانوران گوشتخوار، وحشی و شکارگری به کار میرود که دارای چنگال و دندانهای تیز هستند و برای بقای خود، حیوانات دیگر را شکار کرده و تکهتکه میکنند. نمونههای بارز آن شیر، پلنگ، گرگ و مکرر در ادبیات مظهر بیرحمی طبیعت هستند.
در جدول
در بازیهای جدول کلمات متقاطع، واژه «درنده» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «حیوان وحشی گوشتخوار»، «پارهکننده» یا معادلهای عربی آن میآید. این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و از پاسخهای هممعنی و متداول آن در جدول میتوان به «دد» و «سبع» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، واژگان مختلفی استفاده میشود. کلمه Predator بهترین معادل برای جانور درندهای است که شکار میکند. Carnivorous به بعد تغذیهای (گوشتخواری) اشاره دارد و Ferocious خوی وحشیگری و بیرحمی آن را توصیف میکند.
به عربی
در زبان عربی واژه «سَبُع» به هر حیوان گوشتخوار و دارای چنگال و دندان آسیبرسان گفته میشود. این واژه در قرآن کریم (آیه ۳ سوره مائده) نیز به صورت «السَّبُع» به کار رفته که اشاره به حرمت گوشت حیوان شکارشده و نیمخورده توسط درندگان دارد.
به ترکی
در زبان ترکی واژه Yırtıcı دقیقاً همان ساختار صفت فاعلی را دارد. این کلمه از ریشه فعل Yırtmak به معنی دریدن و پاره کردن ساخته شده است و برای حیوانات شکاری و وحشی به کار میرود.
نماد چیست
واژه درنده در فرهنگ، ادبیات و عرفان نماد بارز توحش، خشم مهارنشده، تجاوزگری و تسلیم شدن انسان در برابر قوای غضبیّه و حیوانی است. با این حال، برخی از مصادیق آن مانند شیر، در متون حماسی و ملی متناقضاً نماد شجاعت، اقتدار، عظمت و سلطنت به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل درنده
واژه «درنده» صفت فاعلی ریشهداری است که از بن مضارع «دَر» (از مصدر دریدن) به همراه پسوند «ـَنده» تشکیل شده است. این کلمه در معنای لغوی به هر موجود پارهکنندهای اشاره دارد، اما در زبان روزمره و علوم طبیعی به جانوران وحشی و گوشتخواری اطلاق میشود که با اتکا به چنگال و دندانهای تیز خود، سایر حیوانات را شکار میکنند. ریشه این واژه بسیار کهن بوده و به زبانهای هندواروپایی بازمیگردد.
از نظر اصطلاحی و فرهنگی، این کلمه بازتابدهنده خوی وحشیگری، بیرحمی و قدرت مطلق در طبیعت است. در ادبیات فارسی کلماتی چون «دد» مترادف آن هستند و در متون اسلامی و قرآنی نیز معادل عربی آن یعنی «سَبُع» برای بیان احکام فقهی مربوط به صید و گوشتهای حرام استفاده شده است. این واژه در بازیهای جدول کلمات نیز کاربرد زیادی دارد و یک کلمه ۵ حرفی محسوب میشود.