یعنی چه
اضطرار در لغت به معنی نیاز شدید، فروماندگی و نداشتن راه چاره است. در اصطلاح فقهی و حقوقی نیز به وضعیتی گفته میشود که فرد در شرایط سخت و بحرانی (مانند قحطی یا بیماری) برای حفظ جان یا مال خود، ناچار میشود کاری را انجام دهد که در حالت عادی ممنوع یا ناپسند است.
مترادف
واژههایی چون اجبار، ضرورت و استیصال بیشترین شباهت معنایی را با اضطرار دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ض ر ر» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه مصدر باب افتعال در زبان عربی است. در اصل «اِضْتِرار» بوده که بر اساس قواعد صرفی، حرف «ت» پس از «ض» به «ط» تبدیل شده و به صورت «اضطرار» درآمده است. مفهوم اصلی این ریشه، آسیب، زیان و تحت فشار قرار گرفتن است.
تلفظ
این کلمه با همزه مکسور (اِ)، ضاد ساکن، طای مکسور (طِ) و راء کشیده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه «اضطرار» به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنمای «ناچاری»، «درماندگی» یا «بیچارگی» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد (عمومی، حقوقی یا بحران)، معادلهای مختلفی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
به فارسی
دقیقترین و اصیلترین برگردانهای فارسی برای این واژه، کلمات «ناچاری» و «ناگزیری» هستند که مفهوم سلب انتخاب را به خوبی رسانند.
جمعبندی و توضیح کامل اضطرار
واژه اضطرار نمایانگر حالتی است که در آن اراده انسان تحت تأثیر شرایط سخت محیطی یا درونی قرار میگیرد، به طوری که آزادی عمل و حق انتخاب عادی از او سلب میشود. این مفهوم در ادبیات، فقه و حقوق اهمیت بالایی دارد؛ چرا که معمولاً مسئولیت اخلاقی یا قانونی فرد را در زمان وقوع بحران تغییر میدهد یا تعدیل میکند.
در فرهنگ دینی و قرآنی نیز این کلمه جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که از یک سو به حالت درماندگی انسان و نیاز مطلق او به پروردگار اشاره میکند (مانند آیه امن یجیب) و از سوی دیگر، به عنوان یک قاعده تسهیلکننده (قاعده اضطرار) به انسان اجازه میدهد در مواقع خطر جانی، از برخی محرمات عبور کند تا جان خود را نجات دهد.