یعنی چه
این واژه در زبان فارسی امروز برای توصیف ناآرامیهای اجتماعی، هیاهو و فریادهای دستهجمعی به کار میرود، اما در اصل لغوی به معنی ابتلا و امتحانی سخت است.
متضاد
کلماتی که مفهوم سکون، برقراری قانون و نبود هرگونه آشفتگی اجتماعی یا فردی را میرسانند، متضاد بلوا هستند.
ریشه
این واژه از کلمه عربی «بَلْوَیٰ» به معنی رنج و آزمایش وارد فارسی شده و با گذشت زمان تغییر معنایی یافته و به شکل «بلوا» در مفهوم آشوب تثبیت شده است. این کلمه با واژگانی چون ابتلا، بلا و مبتلا همخانواده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول و سکون حرف دوم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «بلوا» معمولاً به عنوان پاسخ برای پرسشهایی با مفاهیم شورش یا اغتشاش اجتماعی به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به میزان شدت و بافت متن، میتوان از واژههای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
برابرها و برگردانهای دقیق فارسی این کلمه شامل واژههایی است که حس بینظمی و تکانههای اجتماعی یا فریاد و همهمه را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل بلوا
واژه «بلوا» سیر تحول معنایی جالبی را در زبان فارسی طی کرده است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در اصل به معنای آزمایش الهی، گرفتاری، سختی و مشقت مکتوب میشده است؛ به طوری که مشتقات ریشهای آن در قرآن کریم نیز بارها برای مفهوم امتحان و ابتلای انسانها به کار رفته است.
با این حال، پس از ورود به تداول زبانی فارسی، این واژه تغییر ساختار و معنا داده و امروزه به طور عمده برای توصیف آشوبهای خیابانی، غوغا، شورش، اغتشاش و هرگونه بینظمی و هیاهوی جمعی استفاده میشود. در ادبیات فارسی نیز گاهی این واژه در تقابل با «حلوا» به کار میرود تا نمادی از رنج و تلخیهای زندگی در کنار شیرینیهای آن باشد.