یعنی چه
این واژه از دو بخش «دُرد» (به معنی ته نشست و ناصافی شراب) و «خوار» (از مصدر خوردن) تشکیل شده است. برخلاف ظاهرش ارتباطی به درد و رنج ندارد و به معنی دُردآشام، شرابخوار قهار، مردم فقیر و فرومایه، و در فرهنگهای کهن کنایه از «زمین» است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت دُرْدْخوار (dord-khwār) است که در آن حرف اول یعنی دال دارای ضمه (ـُ) میباشد.
در جدول
در مسابقات جدولی، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «شرابخوار قهار»، «تهماندهنوش» یا «کنایه از زمین» به کار میرود.
به انگلیسی
برای مفهوم میگساری از معادلهایی چون Dreg-drinker و برای اشاره به شخص تنگدست از واژه Destitute استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «شارب الثمالة» به دقیقترین شکل معنای تهماندهنوشی و دُردآشامی را منتقل میکند.
به ترکی
عبارت «Tortu içen» در زبان ترکی مستقیماً به معنای نوشنده تهنشست و ناخالصی مایعات است.
به فارسی
واژگان هممعنی و برگردانهای دقیق فارسی آن شامل دُردآشام، دردنوش، باده-پرست، فرومایه و تهیدست است که بسته به سیاق متن استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل دردخوار
واژه «دردخوار» یکی از اصطلاحات کهن و کنایی ادبیات فارسی است که بر خلاف تصور عامیانه، هیچ ارتباطی با کلمه «درد» به معنای رنج و محنت ندارد. این کلمه از ترکیب «دُرد» (به معنای تهنشست و ناخالصی شراب) و واژه «خوار» (به معنی خورنده) ساخته شده است و در اصل به کسی اشاره دارد که به دلیل اعتیاد شدید به مِی یا فقر زیاد، حتی از نوشیدن تهماندههای غلیظ و ناخالصِ خم شراب نیز دریغ نمیکند.
در ادبیات کلاسیک و عرفانی، این واژه سیر تطور جالبی داشته است؛ از یک سو کنایه از مردم فقیر، دونپایه و فرومایهای است که به تهماندهها راضی هستند و از سوی دیگر در برخی فرهنگهای کهن به عنوان کنایهای از «زمین» به کار رفته است، چرا که زمین در جهانبینی باستانی به عنوان تهنشین و خاکِ عالم به شمار میرفته است. سعدی شیرازی نیز در اشعار خود از این واژه بهره برده است.
این واژه کاملاً ریشه در زبان فارسی داشته و معادل اسطورهای یا قرآنی ندارد، بلکه بیشتر در فضای ادبیات مستانه و صوفیانه برای نشان دادن نهایت تسلیم، فقر مادی یا شیدایی به کار رفته است. متضاد مستقیم آن واژگانی چون «صافینوش» است که به نوشنده شراب پاک و زلال اشاره دارد.