یعنی چه
واژهٔ «بگذری» فعل دوم شخص مفرد از مصدر گذشتن است. این کلمه بسته به متن، سه معنای اصلی دارد: نخست به معنی عبور کردن و رد شدن از یک مکان یا مسافت؛ دوم به معنی بخشیدن، عفو کردن و چشمپوشی از اشتباهات دیگران؛ و سوم به معنی رها کردن، صرفنظر کردن و چشمپوشی از یک حق یا مال.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهٔ «بگذری» به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی مثل «عبور کنی»، «ببخشی» یا «چشمپوشی کنی» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای مفهوم عبور فیزیکی از واژه Pass و برای مفهوم اخلاقی گذشت و بخشش از واژههای Forgive یا Overlook استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، متناسب با معنای عبور مکانیکی فعل «عَبَرَ/تَعْبُر» و برای مفاهیم والای عفو و گذشت قرآنی افعال «عَفَا/تَعْفُو» و «صَفَحَ/تَصْفَح» به کار میروند.
به فارسی
این واژه کاملاً ایرانی و پارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) و واژه vitartan دارد. مترادفهای آن عبارتند از: رد شوی، درگذری، عفو کنی، ببخشی و سپری کنی. متضادهای آن شامل: بمانی، توقف کنی، سخت بگیری و کینهتوزی کنی میباشند. همچنین واژگانی مثل گذشت، گذار، گذر، گذشته، رهگذر و واگذار با آن همخانواده هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بگذری
واژهٔ «بگذری» یک فعل اصیل، زیبا و پرکاربرد در زبان فارسی است که ساختار دستوری آن به صورت دوم شخص مفرد (مضارع التزامی یا اخباری) از مصدر «گذشتن» شکل گرفته است. این واژه در سیر تحول خود از زبانهای باستانی ایران تا به امروز، بار معنایی غنی و دوگانهای را حفظ کرده است؛ از یک سو مفهوم فیزیکی حرکت، هجرت و عبور از مرزها و مکانها را تداعی میکند و از سوی دیگر، حامل مفهومی عمیق در قلمرو اخلاق، عرفان و مدارای انسانی یعنی بخشش، چشمپوشی و گذشت از خطای دیگران است.
در فرهنگ معنوی و ادبیات فارسی، بگذری بارها به عنوان کلیدِ دستیابی به آرامش و تعالی روحی مطرح شده است، جایی که شاعران و بزرگان انسان را به گذشتن از تعلقات مادی یا بخشیدن لغزشهای همنوعان دعوت میکنند. اگرچه خود این لفظِ فارسی در متن قرآن عربی وجود ندارد، اما معادلهای مفهومی آن مانند افعال عفو و صفح که دلالت بر درگذشتن و نادیده گرفتن بدیها دارند، از ستونهای اخلاق قرآنی به شمار میروند و جایگاه والای این مفهوم را نشان میدهند.