یعنی چه
دلهره داشتن به معنای تجربهٔ حالت اضطراب، بیقراری و دلشوره است؛ حالتی که در آن فرد دچار تپش قلب و احساس ناگهانی فروریختن دل به دلیل ترس از اتفاقی ناگوار یا یادآوری امری نگرانکننده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت «دِلْهُرِ دَشْتَن» تلفظ میشود که از دو بخش «دلهره» (اسم مرکب تبینکننده حالت) و «داشتن» (فعل کمکی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «دلهره داشتن» به عنوان پاسخ برای راهنماهای ۱۰ حرفی با مفهوم اضطراب و دلگرانی استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان و نوع این حالت، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه قلق دقیقترین معادل برای دلهره و تشویش خاطر است.
در قرآن
خود واژه «دلهره» به دلیل ریشه فارسی در قرآن نیست؛ اما حالات مشابه آن با واژههایی مثل «هَلَع» (بیتابی شدید) یا تعبیر «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ» (رسیدن جان به گلو از شدت ترس و اضطراب در سوره احزاب) توصیف شده است.
نماد چیست
این اصطلاح نماد سنتی یا اساطیری خاصی ندارد، اما در تصویرسازیهای مدرن مرتبط با سلامت روان، معمولاً با نمادهایی چون یک گره کور پیچیده یا ابری تاریک و بارانی در بالای سر نمایش داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دلهره داشتن
عبارت «دلهره داشتن» یک اصطلاح اصیل و مرکب فارسی است که از ترکیب واژه «دل» و اسم صوت «هره» (به نشانه فروریختن ناگهانی چیزی) ساخته شده است. این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره برای توصیف یک حالت روحی و جسمی به کار میرود که در آن فرد به دلیل ترس از آینده یا یادآوری یک موضوع خطیر، دچار تپش قلب و بیقراری شدید میشود.
از نظر روابط معنایی، این اصطلاح با کلماتی چون اضطراب، تشویش و دلشوره مترادف بوده و نقطه مقابل مفاهیمی مثل آرامش، تسکین و خاطرجمعی است. در ساختار جدولها نیز به عنوان یک ترکیب ۱۰ حرفی دقیق شناخته میشود که حالات درونیِ هراسآور را بازگو میکند.
اگرچه این واژه ریشه فارسی دارد و در متون کهن مذهبی عیناً دیده نمیشود، اما مفاهیم عمیق روانشناختی معادل آن در فرهنگهای دیگر و کتابهای آسمانی به خوبی تبیین شده است؛ حالتی طبیعی در انسان که مدیریت آن بخش مهمی از سواد سلامت روان در دنیای امروز به شمار میرود.