یعنی چه
تبطل در لغت به معنی کاهلی، تنبلی، بیکارگی و بطالتدوست شدن است. این واژه از مصادر اضداد در زبان عربی به شمار میرود، چرا که علاوه بر معنی تنبلی و سستی، به معنی شجاع، دلیر و قهرمان گردیدن نیز به کار میرود. همچنین در معنای دستبهدست کردن امور باطل یا نوبتی باطل را گرفتن (تداول الباطل) استفاده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت تَبَطُّل (Tabattol) تلفظ میشود. فتحه روی حرف تاء و باء، و ضمه به همراه تشدید روی حرف طاء قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه ۴ حرف دارد و به عنوان معادل تنبلی، کاهلی و بیکاری شناخته میشود.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم تبطل در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژههای Idleness، Sloth و Inertia استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، این واژه بر وزن تفعّل است و بسته به کاربرد، در معنی بیکارگی به «البطالة» و در معنی دلیر شدن به «التشجع» قرابت دارد.
به فارسی
نزدیکترین برگردانها و معادلهای فارسی برای این کلمه شامل تنبلی، کاهلی، سستی، بیکارگی، فترت و تنآسایی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تبطل
واژه «تبطل» یک مصدر عربی از ریشه ثلاثی مجرد «ب ط ل» است که در زبان فارسی کاربرد دارد. این کلمه از نظر معنایی ویژگی جالبتوجهی دارد و جزو کلمات اضداد محسوب میشود؛ به این معنی که هم به مفهوم منفیِ تنبلی، کاهلی و بیکارگی اشاره دارد و هم به مفهوم مثبتِ شجاع و دلیر شدن (برگرفته از بَطَل به معنی قهرمان).
بسیاری از افراد این واژه را به دلیل شباهت ظاهری و املایی با کلمه عرفانی «تبتل» (با حرف ت) اشتباه میگیرند. در حالی که تبتل به معنی بریدن از دنیا و انقطاع به سوی خداوند است، تبطل به طور مستقیم با مفاهیم بطالت، سستی و کار بیهدف گره خورده است و در قرآن کریم نیز عیناً به کار نرفته، هرچند همخانوادههای آن مکرراً ذکر شدهاند.