یعنی چه
این کلمه فعل مضارع التزامی (سوم شخص مفرد) از مصدر «انداختن» است. بسته به موقعیت جمله و کلمات همراه، میتواند معانی مختلفی داشته باشد؛ از انداختن فیزیکی یک شیء گرفته تا مفاهیم کنایی مانند راه انداختن یک جریان یا به تعویق انداختن یک برنامه.
تلفظ
این واژه به صورت [بِینْدازَد] تلفظ میشود. از نظر املایی، نوشتن آن به صورت «بیندازد» صحیح است و نگارش آن به شکل «بیاندازد» در خط معیار فارسی توصیه نمیشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «افکند»، «پرتاب کند» یا «رها کند» به عنوان راهنما میآیند که پاسخ ۷ حرفی آن «بیندازد» است.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه Throw برای پرتاب فیزیکی، Cast برای افکندن (مانند سایه یا قرعه) و Drop برای رها شدن کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی فعل مضارع «یُلقی» (از مصدر إلقاء) و «یَرمی» (از مصدر رمی) دقیقترین همپوشانی معنایی را با این واژه دارند.
به فارسی
این واژه کاملاً ایرانی و پارسی است و ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) و کلمه andāxtan دارد. مترادفهای اصیل آن عبارتند از: بیفکند، پرت کند، رها کند، گسیل دارد. متضادهای آن نیز بردارد، نگه دارد و جمع کند میباشند. از همخانوادههای آن میتوان به انداز، انداخته، اندازنده و انداختن اشاره کرد.
جمعبندی و توضیح کامل بیندازد
واژه «بیندازد» یک فعل مضارع التزامی اصیل در زبان فارسی از مصدر انداختن است. شیوه نگارش صحیح این کلمه بدون الف ممدود (یعنی به صورت بیندازد و نه بیاندازد) از نکات مهم املایی در خط معیار فارسی به شمار میرود. ریشه تاریخی این واژه به پارسی میانه برمیگردد و ساختار آن در طول زمان اصالت خود را حفظ کرده است.
این فعل از نظر معنایی بسیار انعطافپذیر است. در حالت مادی به معنای رها کردن یا پرتاب کردن یک جسم به کار میرود، اما در ادبیات روزمره و کنایی فارسی، کاربردهای وسیعی مانند «به تعویق انداختن» یک کار، «به راه انداختن» یک دستگاه یا جریان، و حتی در ترجمههای متون کهن به عنوان برگردان افعالی نظیر یُلقی استفاده میشود.