یعنی چه
به دار انداختن (یا به دار آویختن) به معنای مجازات یا اعدام کردن شخص محکوم از طریق آویزان کردن او با طناب از یک تیرک چوبی یا فلزی است؛ بهطوریکه باعث قطع تنفس یا شکستن گردن و در نتیجه مرگ بدون خونریزی میشود. این واژه کاملاً کلاسیک و حقوقی-تاریخی است.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «بِ دارْ اَنْ دٰاْخْ تَن» (be dār andākhtan) است.
در جدول
در بازیهای شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، این عبارت یا مرادفهای آن به عنوان پاسخ مجازات حلقآویز استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای این عمل از فعل hang (در حالت گذشته برای اعدام: hanged) استفاده میشود.
به عربی
در حقوق و زبان عربی، واژه شنق دقیقترین معادل برای حلقآویز کردن با طناب است.
نماد چیست
چوبه دار در اصطلاحات اجتماعی و سیاسی نماد بارز مجازات، استبداد، یا مکافات عمل است. با این حال، در ادبیات عرفانی فارسی (مانند اشعار مربوط به منصور حلاج) دار به نماد آزادی، سرخرویى، جانفشانی در راه حقیقت و وصال معشوق بدل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل به دار انداختن
عبارت «به دار انداختن» که در زبان فارسی بیشتر به صورت «به دار آویختن» یا «دار زدن» به کار میرود، یکی از قدیمیترین روشهای اجرای حکم اعدام و مجازات محکومان است. ریشه واژه «دار» به زبانهای ایران باستان (اوستایی و پارسی باستان) برمیگردد که در آن دوران به معنی «درخت و چوب» بوده است؛ چرا که در گذشته محکومان را به شاخه یا تنه درختان بزرگ آویزان یا زنجیر میکردند و به مرور زمان این ابزار به چوبه دار معروف شد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این مفهوم دو رویه کاملاً متفاوت دارد؛ در فضای بیرونی و اجتماعی نمادی از کیفر، فرجام گناه و گاه استبداد است، اما در فضای عرفانی و ادبی، به واسطه سرگذشت شخصیتهایی چون منصور حلاج، کارکردی استعاری یافته و به نشانه عیاری، آزادگی و گذشتن از جان در راه باور و عشق راستین شناخته میشود.
گرچه شکل دقیق این عبارت در متن قرآن کریم نیامده، اما مفهوم نزدیک به آن یعنی «تصلیب» (آویختن بر چوب یا به صلیب کشیدن) در آیاتی نظیر آیه ۳۳ سوره مائده و داستان حضرت یوسف مطرح شده که نشاندهنده قدمت تاریخی این نوع کیفر در تمدنهای پیشین است.