معنی
آز در زبان فارسی به معنای تمایل شدید، سیریناپذیر و افراطی برای به دست آوردن و انباشتن هر چیز (بهویژه مادیات) بیش از حد نیاز است.
یعنی چه
این واژه نشاندهنده حالتی روانی و اخلاقی است که در آن فرد هرچقدر بیشتر به دست میآورد، تمایلش به داشتنِ بیشتر افزایش مییابد و هیچگاه به رضایت و آرامش نمیرسد.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر مفهوم زیادهخواهی و عدم قناعت هستند.
متضاد
واژههایی که در نقطه مقابل زیادهخواهی و تمایل به انباشتن قرار دارند.
هم خانواده
مشتقات و ترکیبهای رایج ساخته شده از ریشه این واژه در زبان فارسی.
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی و بومی است. ریشه آن به واژه āz در زبان پهلوی و āzi در زبان اوستایی بازمیگردد. در اسطورهشناسی ایران باستان و آیینهای کهن، آز به عنوان یکی از دیوهای رذیلت اخلاقی (دیو طمع) شناخته میشده که مظهر بلعیدن و گرسنگی ابدی بوده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ پرسشهایی با عنوان «حرص و طمع» یا «افزونخواهی دو حرفی»، واژه «آز» است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از این واژهها استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آز
واژه «آز» یکی از اصیلترین و کهنترین کلمات زبان فارسی است که ریشه در هوش اخلاقی و اسطورهشناختی ایران باستان دارد. این کلمه فراتر از یک معنای ساده، نشاندهنده یک مفهوم عمیق روانی و سلوک اخلاقی است؛ تمایلی سیریناپذیر که انسان را به سمت نابودی عقلانیت و خرد میکشاند و در ادبیات حماسی و عرفانی ما همواره به عنوان دشمن اصلی جان و روان انسان معرفی شده است.
در فرهنگهای واژگان معتبر مانند معین و عمید، آز مستقیماً به حرص و طمع شدید تعبیر شده و در برابر فضیلت بزرگ «قناعت» قرار میگیرد. بررسی متون کهن نشان میدهد که این واژه در طول قرنها اصالت معنایی خود را حفظ کرده و همچنان کاربرد خود را در زبان ادبی و کنایی حفظ نموده است.