یعنی چه
واژه «بد اقبال» (یا بداقبال) یک صفت مرکب در زبان فارسی است و به فردی ملقب میشود که در مسیر زندگی یا کارهای خود همواره با بدبیاری، ناکامی و رخدادهای ناخوشایند روبروست. این اصطلاح در زبان عامیانه و امروزی معادل دقیق «بدشانس» و «شوربخت» قرار میگیرد.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل بد اقبالی و تیره بختی را رسانده و به داشتن بخت بلند و سعادت اشاره دارند.
تلفظ
تلفظ این واژه از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول «بَد» (Bad) با سکون روی دال و بخش دوم «اِقبال» (Eqbāl) که در مجموع به صورت صفت مرکب پشت سر هم خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای پرسش «بد اقبال» در جدولهای متقاطع، خود واژه «بد اقبال» با شمارش ۷ حرف (بدون احتساب فاصله) است. معادلهای دیگر آن نظیر بدشانس یا شوربخت نیز بسته به تعداد خانههای جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف فردی که بخت با او یار نیست یا دچار حادثهای ناگوار شده، از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی تعابیری نظیر سیء الحظ به معنای دارای بخت بد و منحوس به معنی شوم، نزدیکترین معادلها به بد اقبال هستند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک فارسی، مفهوم بد اقبالی با نمادهایی چون «کلاغ سیاه (غراب)»، «بداختر شدن» یا «افول ستاره طالع» پیوند خورده است. بار معنایی این واژه بیشتر جنبه تقدیری، سرنوشتی و ماورایی دارد تا اینکه صرفاً به یک تصادف ساده یا شانس گذرا اشاره داشته باشد.
جمعبندی و توضیح کامل بد اقبال
واژه «بد اقبال» یک صفت مرکب نامآشنا در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء تشکیل شده است؛ جزء اول «بد» که ریشه در زبان فارسی میانه دارد و به معنای زشت یا ناخوب است، و جزء دوم «اقبال» که واژهای عربی به معنای روی آوردن، بخت و سعادت است. ترکیب این دو با هم به مفهوم رویگردانی بخت و داشتن سرنوشتی تیره و ناخوشایند اشاره میکند.
این اصطلاح در ادبیات سنتی و فرهنگ عامه بار معنایی عمیقتری نسبت به واژه مدرن «بدشانس» دارد، چرا که بیشتر به تقدیر، طالع و ستاره فرد در زندگی پیوند خورده است. در متون کهن، دوری از افراد بد اقبال یا قرین شدن با آنها مایه سرایت بدبیاری دانسته میشد و در نقطه مقابل آن، افراد خوشاقبال و بختیار مایه برکت و گشایش امور بودند.