یعنی چه
درد آوردن به معنای ایجاد درد جسمانی یا به رنج و فغان آوردن کسی است. این واژه در مفهوم کنایی و مجازی نیز به معنای آزردهخاطر کردن، غمگین ساختن و ایجاد رنج روحی و روانی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعلی مرکب به صورت [دَردْ آورْدَن] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «درد آوردن» (۸ حرف) یا مترادفهای آن مانند «آزردن» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، افعال مختلفی برای این مفهوم استفاده میشود که رایجترین آنها to hurt است.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «ألم» برای رساندن مفهوم درد استفاده میشود؛ برای مثال عبارت «ألم بی» یا «آلمَ» به معنی درد آوردن است.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل ağrıtmak برای دردهای جسمی (مانند سردرد) و acıtmak برای درد و سوزش ناشی از جراحت یا آزار روحی کاربرد دارد.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل افعالی چون آزردن، رنجاندن، خسته کردن، متأثر ساختن و کنایه از بیمار و رنجور کردن است. از نظر ریشهشناسی، «درد» ریشه در زبان پهلوی (dard) دارد و «آوردن» از ریشه ایرانی باستان ā-bar به معنی حمل کردن یا ایجاد کردن است.
جمعبندی و توضیح کامل درد آوردن
عبارت مرکب «درد آوردن» یکی از اصطلاحات اصیل و کاربردی در زبان فارسی است که هم در مفاهیم حقیقی (پزشکی و جسمانی) و هم در مفاهیم مجازی و ادبی به وفور به کار میرود. در معنای نخست، به هرگونه عامل محرک یا جراحتی اطلاق میشود که سیستم عصبی را تحریک کرده و موجب احساس ناخوشایند درد در بدن شود. در معنای دوم و کنایی، این واژه بر آزار روحی، ایجاد غم، اندوه و متأثر کردن دلها دلالت دارد.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک فارسی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ چنانکه شیخ اجل سعدی در شعر معروف خود میفرماید: «چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار» که نشاندهنده پیوند عمیق این واژه با مفاهیم همدلی و درک رنج دیگران است. در متون دینی و قرآنی نیز گرچه عین این عبارت فارسی وجود ندارد، اما مفاهیمی نظیر «عذابٌ ألیم» به خوبی بازتابدهنده بار معنایی این اصطلاح هستند.