یعنی چه
واژه السام بسته به ریشه و تلفظ دو معنای اصلی دارد؛ در باب افعال (اِلسام) به معنی تفهیم، آموزانیدن و وادار کردن کسی به رفتن راهی است. در حالت اسمی (السّامّ) به معنای زهر، مرگ یا امر هلاککننده به کار میرود.
تلفظ
این واژه در حالت مصدری به صورت اِلسام (Elsām) و در حالت اسمی با تشدید سین به صورت السّامّ (As-Sāmm) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، السام به عنوان پاسخی ۵ حرفی برای راهنماهای 'تلقین کردن'، 'فهمانیدن' یا 'مرگ و زهر' شناخته میشود.
به انگلیسی
برای معانی مصدری آن از کلماتی چون Instruction استفاده میشود و برای معنای مرگ و سم، واژگان Death و Poison معادلهای دقیق آن هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل 'تلقین'، 'تفهیم' و 'واداشت' در حالت مصدری، و 'مرگ'، 'سم' و 'ورم' در حالت اسمی میباشند.
در قرآن
خود کلمه «السام» در قرآن کریم ذکر نشده است. با این حال، همخانوادههای آن از ریشه «سأَمَ» که به معنی خستگی، ملالت و دلتنگی است، در آیاتی مانند «لا تَسْأَمُوا» (بقره/۲۸۲) و «لا يَسْأَمُونَ» (فصلت/۳۸) به کار رفتهاند.
نماد چیست
برای واژه عربی السام نماد یا مظهر خاصی در فرهنگ لغات یا اسطورهشناسی ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل السام
واژه «السام» یک لفظ اصالتاً عربی است که وارد متون کهن شده و با توجه به ساختار صرفی خود، دو وجه معنایی کاملاً متمایز دارد. در وجه نخست که از باب افعال است، به معنای تفهیم، تلقین کردن حجت و دلیل به کسی، و راهنمایی کردن است. در وجه دوم که به صورت اسم ظاهر میشود، معنای زهر، مرگ و آماسی هلاککننده را به ذهن متبادر میسازد؛ همانطور که در تاریخ آمده برخی برای تحیتِ معکوس به جای سلام از عبارت «السّام علیکم» به معنی مرگ بر شما استفاده میکردند.
باید توجه داشت که این کلمه با نام فارسی و اصیل «سام» (پهلوان نامدار شاهنامه و فرزند نوح) که ریشهای اوستایی به معنای سیاه یا آتش دارد، کاملاً متفاوت است. افزودن «ال» به ابتدای این واژه، آن را به طور کامل در چارچوب لغتشناسی و قواعد عربی قرار میدهد و کاربرد قرآنی آن نیز صرفاً در قالب همخانوادههایی از ریشه سأَمَ به معنی خستگی و ملالت دیده میشود.