یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، جرعه چشیدن به معنای آشام چشیدن یا نوشیدن مقدار بسیار کمی از یک مایع (به اندازه یک قلپ) است. این عبارت در مفهوم مجازی به معنای تجربه کردن اندک یا چشیدن بخشی از یک حقیقت، لذت یا رنج (مانند جرعهای از آب حیات چشیدن) نیز به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه به صورت مستقیم خودِ عبارت «جرعه چشیدن» با ۹ حرف است. همچنین ممکن است از واژههای مترادفی چون مزمزه کردن استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه To sip به معنی خردخرد نوشیدن یا کمکم چشیدن بهترین معادل است. در زبان عربی از واژه تجرع یا رشفه و در ترکی از Yudumlamak استفاده میشود.
به فارسی
واژگان هممعنی و مترادف آن در فارسی عبارتند از: مزمزه کردن، خردخرد آشامیدن، اندکنوشیدن و یک قلپ چشیدن. متضادهای آن نیز سر کشیدن (یکباره نوشیدن)، بلعیدن و دفع کردن هستند. این ترکیب از واژه عربی جرعه (ریشه ج ر ع) و مصدر اصیل فارسی چشیدن (پارسی میانه cašidan) ساخته شده است و همخانوادههای آن شامل چشش، چشنده، چشایی، جُرَع و تجرّع است.
در قرآن
عین ترکیب «جرعه چشیدن» در قرآن وجود ندارد، اما ریشه عربی فعل آن در آیه ۱۷ سوره ابراهیم به صورت فعل مضارع به کار رفته است: «یَتَجَرَّعُهُ وَلَا یَکَادُ یُسِیغُهُ» که به معنی «آن [آب دوزخی] را جرعهجرعه میچشد و به زحمت فرو میبرد» میباشد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادین فارسی، جرعه چشیدن نماد «شهود اندک»، «ادراک اولیه» یا بهرهمند شدن محدود از یک حقیقت بزرگ و بیکران است؛ همانطور که در ضربالمثل معروف آمده است: برای دانستن مزه دریا، چشیدن جرعهای از آن کافی است.
جمعبندی و توضیح کامل جرعه چشیدن
عبارت «جرعه چشیدن» یک ترکیب ممتزج فارسی و عربی است که در اصل به معنای نوشیدن و مزمزه کردن مقدار کمی از یک مایع به اندازه یک قلپ میباشد. ریشه بخش عربی آن در قرآن کریم برای توصیف چشیدن سخت آب دوزخی آمده و بخش فارسی آن ریشه در پارسی میانه دارد.
این واژه در ادبیات و عرفان فارسی فراتر از معنای مادی خود رفته و به عنوان نمادی برای چشیدن و درک اندک از یک حقیقت بزرگ، معرفت عمیق یا شهود اولیه به کار میرود. در حقیقت، انسان با جرعه چشیدن، بدون آنکه کل یک مفهوم یا پدیده را ببلعد، به شناخت و تجربهای محدود اما عمیق از آن دست مییابد.