یعنی چه
لعوق در لغت به معنی هر چیز لیسیدنی است؛ مانند عسل یا حلوای رقیق. در اصطلاح طب سنتی، به دارویی روان و نیمهمایع گفته میشود که قوام آن از شربت غلیظتر و از معجون رقیقتر است. بیمار این دارو را در دهان نگه میدارد تا به آرامی با بزاق مخلوط شده و ذوب شود. این ترکیب معمولاً برای مداوای سرفه، گلودرد و گرفتگی صدا تجویز میشده و شبیه به انگشتپيچ است.
تلفظ
این واژه در معنای طبی و رایج خود به صورت «لَعُوق» تلفظ میشود. با این حال، در برخی منابع لغوی شکل «لَعْوَق» نیز ضبط شده که به معنای فرد نادان و کمخرد به کار میرود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای طراحان جدول واژه «لعوق» با ۴ حرف است. همچنین ممکن است در برخی جدولها با عنوان «انگشتپیچ» یا «داروی لیسیدنی» از آن یاد شود.
به انگلیسی
در اصطلاحات پزشکی قدیم و داروسازی غربی، برای داروهای غلیظ و تسکیندهنده سرفه که باید لیسیده شوند، از واژه Linctus و برای معجونهای خمیری شیرین از Electuary استفاده میکنند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و مشتق از ریشه «ل ع ق» به معنی لیسیدن است. در زبان عربی نیز به همین صورت یا به شکل توصیفی برای داروهای لیسیدنی به کار میرود.
به ترکی
در ترکی عثمانی و متون طب قدیم ترکی، به اینگونه داروها یالاما ایلاجی (داروی لیسیدنی) یا به صورت عمومیتر ماجون (معجون) میگفتند.
نماد چیست
واژه لعوق نماد فرهنگی، اسطورهای یا مذهبی خاصی ندارد و در قرآن نیز نیامده است. با این حال، در برخی متون ادبی و اخلاقی عربی، به عنوان کنایه و نماد برای کمترین مقدار غذا، فقر غذایی، اندکخوری یا یک چیز بسیار نرم و راحتالحلقوم استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل لعوق
واژه «لعوق» یک اصطلاح لغوی و طبی اصالتاً عربی از ریشه «لعق» به معنای لیسیدن است. در متون طب سنتی فارسی و عربی، لعوق به نوعی داروی نیمهمایع و غلیظ اطلاق میشود که قوام آن مابین شربت و معجون است. روش مصرف این دارو به این صورت بوده که بیمار آن را آرامآرام میلیسیده تا در دهان آب شود؛ از همین رو در زبان فارسی به آن «انگشتپیچ» نیز میگویند.
این اصطلاح دارویی بیشتر برای تسکین بیماریهای مربوط به گلو، سرفه، خشونت صدا و سینه کاربرد داشته است. اگرچه این کلمه در قرآن کریم به کار نرفته، اما در فرهنگهای لغت برجسته مانند دهخدا و معین جایگاه مشخصی دارد و در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی و ترکی نیز معادلهای ساختاری دقیقی برای آن وجود دارد.