یعنی چه
برشته صفت مفعولی از مصدر «برشتن» است. این واژه به خوراکیهایی (مانند نان، آجیل یا گوشت) اطلاق میشود که در اثر مجاورت با حرارت مستقیم یا خشکی آتش، رطوبت خود را از دست داده و حالت ترد، کمی سرخشده یا قهوهای به خود گرفتهاند.
متضاد
واژههایی که نقطهٔ مقابل حالت برشتگی، تردی و پختگی خشک را نشان میدهند.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه در زبان فارسی با کسرِ باء و راء و سکون شین و تاء است [be-reš-te].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «بریان شده یا تفتداده شده»، کلمه ۵ حرفی «برشته» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به نوع مادهٔ غذایی، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد؛ برای نان از Toasted، برای مغزها و گوشت از Roasted و برای بافت ترد آن از Crispy استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلمه مُحمّص دقیقاً به معنای تفتداده و برشته است و مَشوی برای کباب یا بریان به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای نان یا گوشت سرخ و برشته از Kızarmış و برای آجیل برشته از Kavrulmuş استفاده میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل برشته
واژهٔ «برشته» یک صفت مفعولی اصیل فارسی از مصدر «برشتن» است که ریشه در زبان پارسی میانه (پهلوی) دارد. این واژه به فرآیند پختن و تغییر بافت مواد غذایی به وسیلهٔ حرارت خشک و بدون آب اشاره دارد؛ به طوری که رطوبت سطحی خوراکی گرفته شده، بافتی ترد و رنگی مایل به طلایی یا قهوهای پیدا کند. نمونههای بارز کاربرد آن در زندگی روزمره شامل نان برشته، آجیل بوداده و گوشت بریان است.
این کلمه گرچه مستقیماً در متن قرآن نیامده، اما از نظر معنایی با مفاهیمی چون «شِواء» یا تعابیر قرآنی مانند «عِجْلٍ حَنِیذٍ» (گوساله کباب و برشته شده بر سنگهای داغ) همخوانی دارد. در ادبیات فارسی نیز برشته علاوه بر کاربرد شکمی و آشپزی، در قالب کنایههایی چون «جگر برشته» یا «دل برشته» به کار رفته که نشاندهندهٔ فردی دلسوخته، غمگین و آسیبدیده از سختیها یا آتش عشق است.
در مقایسه با واژههای همدسته، برشته ناظر بر تردی و خشکی حاصل از حرارت است، در حالی که کباب به پخت مستقیم روی آتش، بریان به پخت کامل و سرخشدن گوشت، و بوداده عمدتاً به آمادهسازی مغزها و آجیل اطلاق میشود.