یعنی چه
در لغت به معنای آشکار شدن عیبهای پنهانی کسی و بیآبرو شدن است. در زبان عامیانه و کاربرد امروزی، به عنوان صفت برای توصیف هر چیز بسیار بد، بیکیفیت، خراب یا وضعیتی ناگوار و فاجعهبار به کار میرود.
ریشه
این واژه برگرفته از زبان عربی و مصدر باب افتعال از ریشه «فَضَحَ» است. معنای اصلی این ریشه، نمایان شدن عیب یا برداشته شدن پرده از روی یک کار ناپسند است. توجه شود که نباید آن را با واژه «افتضاض» (با ضاد) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد. از مترادفهای آن مانند رسوایی، فضیحت و بدنامی نیز به عنوان راهنمای جدول استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به متن جمله، برای مفهوم رسوایی از Scandal و برای توصیف یک کیفیت بسیار بد از واژههایی مثل Terrible یا Awful استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به اصل مفهوم یعنی رسوایی و رو شدن عیب از کلمه «فضيحة» استفاده میکنند.
به ترکی
در ترکی استانبولی، واژه «بربات» دقیقاً معادل صفت افتضاح (به معنی خیلی بد) و «رزالت» معادل بعد اجتماعی آن یعنی رسوایی است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج آن در زبان فارسی شامل واژههایی چون رسوایی، بدنامی، بیآبرویی، فضیحت و در کاربرد وصفی، کلماتی مثل خراب، مایهٔ شرمساری و بسیار بد هستند.
جمعبندی و توضیح کامل افتضاح
واژه «افتضاح» ریشه در زبان عربی دارد و از نظر لغوی به معنای برملا شدن عیوب پنهان، رسوا شدن و از دست رفتن آبرو است. این کلمه در ساختار سنتی لغتنامهها بار معنایی منفی شدیدی دارد و به سقوط اعتبار اجتماعی یا بروز یک فضاحت بزرگ اشاره میکند. املای صحیح آن با حرف «حاء» است و نباید با واژههای همآوا اشتباه گرفته شود.
در سیر تحول زبان فارسی، کاربرد این واژه گسترش یافته و امروزه در گفتار روزمره بیشتر به عنوان یک صفت برای بیان کیفیت بسیار پایین، خرابی مطلق یا شکست کامل یک برنامه به کار میرود. وقتی گفته میشود «وضعیت افتضاح است»، منظور یک حالت فاجعهبار و بهشدت نامناسب است که با معادلهایی نظیر Terrible یا Berbat در زبانهای دیگر همخوانی دارد.