یعنی چه
فعل معین (یا فعل کمکی) فعلی است که پیش از فعل اصلی در جمله قرار میگیرد تا به صرف زمانهای مختلف (مانند ماضی بعید یا مستقبل)، ساختن وجه مجهول، یا بیان نمود و وجه فعل کمک کند. این افعال به تنهایی معنای مستقل واژگانی ندارند و بار معنایی اصلی جمله بر عهده فعل تام است؛ مانند «خواستن» در «خواهد رفت» یا «شدن» در «گفته شد».
تلفظ
ترکیب وصفی «فعل معین» به صورت [fe'le mo'in] تلفظ میشود. واژه اول یعنی فِعل دارای سکون بر روی حرف ع و ل است و واژه دوم یعنی مُعین با ضمه روی میم و کسره روی عین تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات گرامری، پاسخ این تعریف به عنوان یک واژه ۷ حرفی، اصطلاح «فعل معین» یا «فعل کمکی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به افعالی که نقش کمکی دارند Auxiliary verb یا Helping verb گفته میشود. همچنین در حالت خاصی که بیانگر توانایی، اجبار یا امکان باشند به آنها Modal verb میگویند.
به عربی
در دستور زبان عربی، مفهوم افعال کمکی و ساختاری با اصطلاح «الفعل المساعد» شناخته میشود؛ مانند افعال ناقصه (کان و اخواتها) که به تکمیل ساختار زمانی کمک میکنند.
به فارسی
معادل سره و اصیل این ترکیب در دستور زبان فارسی امروز «فعل کمکی» است که جایگزین اصطلاح قدیمیتر فعل معین شده است. واژه «معین» خود از ریشه عربی «ع-و-ن» به معنی یاریگر و کمککننده است.
نماد چیست
در درختهای تجزیه نحوی، ساختارهای زبانی و متون زبانشناسی استاندارد، فعل معین را با نماد اختصاری Aux (مخفف Auxiliary) نمایش میدهند. این اصطلاح در ساختار گرامری نماد تصویری خاصی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل فعل معین
فعل معین یا همان فعل کمکی یکی از اجزای کلیدی در دستور زبان فارسی است که ساختار زمانها و وجوه مختلف فعلی را ممکن میسازد. این افعال بر خلاف افعال تام یا اصلی، فاقد معنای مستقل حرکتی یا رویدادی هستند و تنها زمانی معنا مییابند که در کنار یک بن یا صفت مفعولی قرار گیرند تا زمانهایی مانند ماضی نقلی، ماضی بعید و آینده (مستقبل) را بسازند.
ریشه واژه معین عربی است و به معنای یاریرسان میباشد که دقیقاً منعکسکننده نقش دستوری آن در زبان فارسی است. نمونههای بارز این افعال در زبان فارسی، مشتقات ساختاری افعالی چون «استن»، «بودن»، «شدن» و «خواستن» هستند که بدون حضور آنها، بیان دقیق بسیاری از موقعیتهای زمانی غیرممکن خواهد بود.