یعنی چه
مخامره مصدری عربی است که به چند معنای ظریف اشاره دارد؛ از جمله آمیختگی و معاشرت نزدیک با دیگران، پنهان شدن و پناه گرفتن در جایی مانند بیشه یا کوه، و همچنین راه یافتن و نفوذ تدریجی یک حالت (مانند شک، تردید یا بیماری) در درون ذهن یا بدن.
تلفظ
این واژه به صورت مُخامَرَت یا مُخامَرَه تلفظ میشود که حرف اول آن دارای ضمه (مُ) و حروف بعدی به ترتیب با فتحتین خوانده میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه بر اساس تعاریفی چون آمیزش، معاشرت یا پنهان شدن به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی شناخته میشود.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، معادلهای انگلیسی مخامره از مفاهیم اجتماعی مانند معاشرت تا مفاهیم فیزیکی و روانی مانند نفوذ و پنهانکاری را در بر میگیرد.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و از باب مفاعله است که در زبان مبدأ با واژههای هممعنی فوق مترادف است.
به فارسی
در زبان فارسی دقیقترین معادلهای روان برای این کلمه شامل آمیختگی، معاشرت، پنهانکاری، و جا خوش کردنِ تدریجی یک حس یا بیماری در بدن است.
نماد چیست
در ادبیات و متون کهن، مخامره به عنوان نمادی از یک جریان یا اثر پنهان، خزنده و نفوذکننده به کار میرود که به آرامی بر ذهن (مانند شک و وسوسه) یا بر بدن (مانند بیماری) مسلط میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مخامرة
واژه مُخامره یک مصدر عربی از ریشه (خ-م-ر) است که در اصل معنایی خود با مفاهیمی چون پوشاندن و درهمآمیختن پیوند دارد. این ریشه همان است که واژههایی چون خمر (شراب، به دلیل پوشاندن عقل) و خمار (روسری، به دلیل پوشاندن سر) از آن مشتق شدهاند. در کاربردهای ادبی و لغوی فارسی، مخامره هم به معنای ملموسِ معاشرت و پنهان شدن در یک مکان (مانند بیشه) آمده و هم به معنای انتزاعیِ نفوذِ تدریجیِ شک یا بیماری در جان و تن به کار رفته است.
اگرچه خود این واژه با این ساختار در قرآن کریم نیامده، اما همخانوادههای آن حضور پررنگی دارند. شناخت دقیق این کلمه به درک بهتر متون کهن فارسی و عربی کمک میکند، جایی که نویسندگان برای توصیف یک پدیده خزنده و پنهان یا یک ارتباط بسیار نزدیک، از این تعبیر ظریف استفاده میکردند.