یعنی چه
قوه نزوعیه (یا باعثه) در روانشناسی فلسفه اسلامی، نیرویی است که پس از تصور و ادراک یک چیز، شوق یا کراهت ایجاد میکند و جاندار را به سمت حرکت فیزیکی برای بهدست آوردن یا فرار از آن برمیانگیزد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه تشکیل شده است: «قُوَّه» (با تشدید و فتح واو) و «نُزوعِیَّه» (با ضمه نون و کسر و تشدید یاء).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این اصطلاح معمولاً به عنوان پاسخی برای «نیروی محرکه نفس در فلسفه» یا «مرادف قوه شوقیه» با تعداد حروف مشخص کاربرد دارد.
به انگلیسی
در فلسفه غربی و روانشناسی معاصر، بعد حرکتی و انگیزشی ذهن را Conation مینامند که معادل دقیق اصطلاح نزوعیه است.
به عربی
این اصطلاح ریشه در متون فلسفی عربی مشاء (مانند آثار فارابی و ابنسینا) دارد که ترجمهای از مفاهیم فلسفه ارسطو است.
به فارسی
برگردان دقیق و ساده این اصطلاح به فارسی روان، «نیروی گرایش»، «توانایی انگیزش» یا «قوه شوق و اراده» است که میان فهمیدن و عمل کردن قرار میگیرد.
در قرآن
ترکیب «قوه نزوعیه» یک اصطلاح تخصصی فلسفی است و در متن قرآن وجود ندارد. ریشه آن (ن ز ع) در آیاتی مانند «نزّاعة للشوی» آمده که به معنای کندن و بریدن شدید است و با مفهوم میل نفسانی ارتباطی ندارد. البته مفاهیم انگیزشی نفس در قرآن با واژههایی مانند هوی، شهوت و نفس اماره توصیف شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل قوه نزوعیه
قوه نزوعیه یکی از اصطلاحات کلیدی در روانشناسی سنتی و فلسفه اسلامی (علمالنفس) است که به عنوان حلقه واسط میان «ادراک» و «حرکت اندامها» عمل میکند. وقتی انسان یا حیوان چیزی را به کمک قوای ادراکی خود تصور میکند و سودمند یا زیانبار بودن آن را درک مینماید، قوه نزوعیه فعال میشود تا اشتیاق به جذب آن یا کراهت از دفع آن را ایجاد کند.
این قوه در حقیقت همان قوه شوقیه یا باعثه است که به دو شاخه اصلی تقسیم میشود: قوه شهویه که مسئول جلب منافع و لذتهاست، و قوه غضبیه که وظیفه دفع ضرر و ناملایمات را بر عهده دارد. بدون این نیرو، صرفِ شناخت و ادراک یک چیز هرگز منجر به حرکت فیزیکی و رفتار عملی در جاندار نخواهد شد.