یعنی چه
این کلمه دو کاربرد اصلی دارد: یکی اسم به معنی ظرفی مسطح و لبهدار (سینی) یا لایه و پوسته؛ دیگری حرف اضافه و قید به معنی موافق، بر پایه و بر حسب چیزی (مانند طبق قانون).
مترادف
در نقش قید با کلماتی چون حسب و وفق هممعنی است و در نقش اسم با خوان و تشت مترادف میشود.
ریشه
این واژه از ریشه ثلاثی مجرد «ط ب ق» در زبان عربی گرفته شده که در اصل به معنای پوشاندن، لایهلایه بودن و روی هم قرار گرفتن دو چیز (انطباق) است.
تلفظ
در معنای سینی و لایه به صورت فتح اول و دوم (طَبَق) تلفظ میشود و در معنای ترکیبیِ «طبقِ...» (بر اساسِ...) معمولاً به صورت کسر اول و سکون دوم (طِبْق) به کار میرود.
در جدول
پاسخ متداول در جدول برای طَبَق معمولاً سینی، خوان یا تشت است.
به انگلیسی
بسته به ساختار جمله، برای مفهوم استنادی از according to و برای شیء مادی از tray استفاده میشود.
به عربی
معادلهای عربی آن در کاربرد قیدی شامل وفق و حسب است و برای کلمه عینی آن سینیة یا همان طبق (در معنای لایه/بشقاب) به کار میرود.
به فارسی
معادلهای خالص فارسی این واژه با توجه به کاربرد آن، کلماتی نظیر «بر پایه»، «بر اساس»، «دستور»، «سینی» و «تاوه» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل طبق
واژهٔ «طبق» یکی از کلمات پرکاربرد و کلیدی در زبان فارسی است که دو قلمرو معنایی کاملاً مجزا را پوشش میدهد. در کاربرد نخست و روزمره، این واژه به عنوان یک حرف اضافه یا قید بیانی به کار میرود که نشاندهندهٔ مطابقت، هماهنگی و مستند بودن یک عمل به قانون، گفته یا اصولی خاص است (مانند طبق مقررات). این کارکرد ریشه در مفهوم همپوشانی و انطباق دارد.
در کاربرد دوم که جنبه مادی و اسمی دارد، طبق به معنای سینی بزرگ، پهن و لبهداری است که در گذشته برای حمل بار، هدایا یا غذا از آن استفاده میشده و امروزه نیز در آیینهای سنتی مانند «طبقکشی» نمود دارد. علاوه بر این، مفهوم انتزاعیتر آن به معنای لایه، پوسته یا رده است که با واژههایی چون طبقه و مطابقت همخانواده است.
در متون کهن و مذهبی نظیر قرآن کریم نیز ریشه این واژه ارجاعات عمیقی به نظم سلسلهمراتبی جهان و آفرینش لایهلایه آسمانها دارد. به این ترتیب، طبق پیوند عمیقی میان مفاهیم مادی (ظرف و لایه) و مفاهیم انتزاعی (تناسب و برابری) ایجاد کرده است.