یعنی چه
این واژه در متون کهن لغوی به دو معنای اصلی اشاره دارد: نخست به معنی سرگین و فضولات پرندگان یا چارپایان، و دوم در ارتباط با ریشه ن ج ف به معنی شیء توخالی، تراشخورده و فرورفته که درون آن خالی شده باشد.
تلفظ
در منابع لغت این واژه غالباً به صورت مِـنْـجَـف (با کسر میم و سکون نون) ضبط شده است، هرچند در ارتباط با ریشه کلمه، صورتهای اشتقاقی دیگر آن نیز ممکن است به کار رود.
در جدول
در طراحی جداول کلمات متقاطع، این کلمه به عنوان یک پاسخ چهار حرفی برای طراحان کاربرد دارد و معمولاً با راهنمای «سرگین» یا «فضولات حیوانات» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به ریشه و کاربرد مدنظر، معادلهای انگلیسی آن به فضولات پرندگان و چارپایان یا مفاهیم مرتبط با حفره و اشیاء توخالی اشاره دارد.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این کلمه در متون کهن شامل واژههایی چون سرگین، پین، غایط و مدفوع است. همچنین در معنای دوم خود معادل واژههایی نظیر توخالی، گود و میانتهی قرار میگیرد.
نماد چیست
این کلمه به دلیل کاربرد بسیار نادر، بار نمادین یا اسطورهای گستردهای در ادبیات ندارد؛ اما در معنای فضولات نماد پستی و در معنای اشتقاقی خود نماد خالی بودن، گودی و ضعف ساختاری است.
جمعبندی و توضیح کامل منجف
واژه «منجف» از جمله لغات بسیار کمکاربرد و مهجور است که اصالتی عربی دارد و وارد منابع لغتشناسی فارسی شده است. این کلمه در بررسیهای معنایی دو سویه مختلف را نشان میدهد؛ از یک سو در فرهنگهای لغت قدیمی (مانند منتهیالارب) به معنای سرگین و فضولات چارپایان و پرندگان ضبط شده و از سوی دیگر به دلیل همریشه بودن با واژه «نجف» و «منجوف»، به مفاهیمی چون تراشیدن، کندن، گود کردن و ایجاد فضای توخالی یا حفره اشاره دارد.
باید توجه داشت که این واژه در زبان فارسی امروز به هیچ وجه رایج و زنده نیست و مصداق کاربردی در مکالمات یا متون معاصر ندارد. عمده شهرت و جستجوی آن به دلیل حضور در طرح سوالات جداول کلمات متقاطع است. همچنین این کلمه را نباید با واژههایی مثل «منج» (نوعی حشره) یا نام شهر مذهبی «نجف» اشتباه گرفت، هرچند با دومی اشتراک در ریشه لغوی دارد.