یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، غماز به کسی گفته میشود که سخنچینی و نمامی میکند و رازهای دیگران را برملا میسازد. همچنین در معنای حقیقی و ریشهای خود، به معنی کسی است که با چشم، پلک یا ابرو اشاره میکند (چشمکزن) و در ادبیات فارسی مجازاً به عنوان صفت برای اشک یا باد صبا که فاشکننده راز عشق هستند، به کار رفته است.
تلفظ
این واژه بر وزن فَعّال (صیغه مبالغه) تلفظ میشود؛ با فتح غین و تشدید و فتح میم.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی که به عنوان پاسخ برای غماز میآیند معمولاً سخنچین، نمام یا واشی هستند. با این حال، طبق راهنمای طراح، عبارت مشخصشده دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
برای مفهوم سخنچینی از کلمات Talebearer و Gossip و برای مفهوم اشاره با چشم از واژه Winker استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و رایج فارسی آن سخنچین و خبرکش هستند. از نظر واژگان متضاد نیز میتوان به کلماتی چون رازدار، کتوم و امین اشاره کرد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، غماز نماد برملا شدن پنهانترین رازهاست؛ بهویژه «اشک» و «باد صبا» به عنوان غمازان راز عشق شناخته میشوند. همچنین در متون کهن نجومی و علمی مانند آثار ابوریحان بیرونی، انگشت سبابه به دلیل کارکرد اشارهگری، به عنوان انگشت غماز نامیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل غماز دهخدا
واژه غماز از ریشه عربی غمز به معنی اشاره کردن با چشم و ابرو گرفته شده است و در لغتنامه دهخدا معانی متعددی برای آن ذکر شده که مهمترین آنها سخنچین، خبرکش و افشاکننده راز است. این کلمه در زبان فارسی کاربرد ادبی گستردهای دارد و شاعران بزرگی مانند حافظ از آن برای توصیف اشکِ افشاگر راز عشق استفاده کردهاند.
اگرچه خود صیغه مبالغه غماز در قرآن نیامده، اما فعل همخانواده آن یعنی یتغامزون در سوره مطففین به معنی چشمک زدن و طعنه زدن دلالت بر ریشه این مفهوم دارد. این واژه در بازیهای جدول و معماهای کلمات نیز کاربرد زیادی دارد و نمادی از عدم رازداری یا اشارات پنهانی چشم است.