یعنی چه
این اصطلاح یک ضربالمثل و کنایهٔ رایج در زبان فارسی است. زمانی به کار میرود که فردی دربارهٔ یک مسئلهٔ جزیی، ساده و کماهمیت چنان تفخیم و مبالغه کند که آن را به شکل یک بحران یا مسئلهای بزرگ و حلنشدنی نشان دهد. این عبارت از نظر دستوری یک ترکیب کنایی و تمثیلی است.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت به صورت «az kāh kūh sākhtan» است که در آن تمام واژهها با مصوتهای اصلی زبان فارسی ادا میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه به صورت کامل ۱۳ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است معادلهای کوتاهتری مثل بزرگنمایی یا مبالغه نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی دقیقترین معادل اصطلاحی که ساختاری مشابه دارد «Make a mountain out of a molehill» است. همچنین عبارت کاربردی «Blow things out of proportion» نیز به همین معناست.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «جعل من الحبة قبة» دقیقاً معادل تصویرسازی فارسی است که یعنی از یک دانهٔ ناچیز، گنبدی بزرگ ساختن. واژههای تهویل و تکبیر الامور نیز در بافت رسمی استفاده میشوند.
نماد چیست
این عبارت نمادی از تقابل میان حقارت (کاه) و عظمت (کوه) است. در روانشناسی و رفتارشناسی، این اصطلاح نماد خطای شناختی فاجعهسازی و عدم تعادل در قضاوت است که فرد بحرانی موهوم در ذهن خود خلق میکند.
جمعبندی و توضیح کامل از کاه کوه ساختن
اصطلاح «از کاه کوه ساختن» یکی از زیباترین و ریشهدارترین کنایههای تمثیلی در زبان فارسی است که به خوبی پدیدهٔ مبالغه و بزرگنمایی را در روابط انسانی و رفتارهای فردی به تصویر میکشد. در این ضربالمثل، «کاه» به عنوان نمادی از بیارزشی، سبکی و ناچیزی در برابر «کوه» که مظهر عظمت، سنگینی و استواری است قرار گرفته تا نشان دهد چگونه یک ذهن شلوغ یا مغرض میتواند جزییات ساده را به بحرانهای عظیم تبدیل کند.
این عبارت در فرهنگهای دیگر نیز معادلهای تصویری بسیار نزدیکی دارد؛ به طوری که در انگلیسی از تپه موشکور کوه میسازند و در عربی از یک دانه کوچک، گنبدی بنا میکنند. کاربرد این اصطلاح بیشتر در مواقعی است که میخواهند فردی را به آرامش، واقعبینی و دوری از رفتار احساسی و اغراقآمیز دعوت کنند تا از اتلاف انرژی برای مسائل بیاهمیت جلوگیری شود.