یعنی چه
«غنی بالذات» یک اصطلاح کلامی و فلسفی است و به موجودی اشاره دارد که ذات، هستی و تمام کمالات او برای محقق شدن به هیچ علت، محرک یا موجود دیگری وابستگی ندارد. در واقع، وجود او از خود اوست و در مقابل، تمام موجودات دیگر در هستی خود به او وابسته هستند. این تعبیر عالیترین مرتبه بینیازی را نشان میدهد که مصداق تام آن تنها خداوند (واجبالوجود) است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «غَنیّ بالذّات» (غَ نِ یْ یِ بِلْ ذّات) است که از دو واژه عربی «غنی» (به تشدید یاء) و «ذات» همراه با حرف جر و الف و لام تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بینیاز ذاتی» یا «بینیاز مطلق»، کلمه ۹ حرفی «غنی بالذات» مد نظر است. همچنین کلمات هممعنی دیگری مانند «واجبالوجود» یا «صمد» نیز میتوانند بسته به تعداد حروف جدول کارساز باشند.
به انگلیسی
در متون فلسفی و الهیات به زبان انگلیسی، برای رساندن مفهوم غنی بالذات از عبارات فوق استفاده میشود که نشاندهنده عدم وابستگی مطلق وجودی است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل «بینیاز مطلق»، «خودبنیاد»، «قائم به ذات» و «هستیبخش بینیاز» است که مفهوم عدم احتیاج به غیر را در زبان فارسی به روشنی افاده میکنند.
در قرآن
هرچند ترکیب دقیق و دوکلمهای «غنی بالذات» در متن قرآن عیناً به کار نرفته است، اما این اصطلاحِ انتزاعی کاملاً برگرفته از آیات قرآن است. بارزترین تجلی آن در آیه ۱۵ سوره فاطر مشهود است که میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛ در این آیه انسانها «فقیر بالذات» و خداوند «غنی بالذات» و ستوده معرفی شده است.
نماد چیست
در فلسفه و کلام اسلامی، غنی بالذات بودن نماد و شاخصه اصلی «واجبالوجود» است؛ یعنی موجودی که علت ندارد و علتالعلل همگان است. در فرهنگ و نشانهشناسی اسلامی، نام مبارک «الله» و صفت توحیدی «الصمد» (بینیازی که همه مقصودها به او منتهی میشود) به عنوان نمادهای اسمی و معرفتی این مفهوم عمیق شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل غنی بالذات
اصطلاح «غنی بالذات» یکی از عمیقترین مفاهیم در حوزه فلسفه، کلام و الهیات اسلامی است که به موجودی اشاره دارد که هستی، کمال و بقای او جوشیده از درون ذات خودش است و به هیچ علت بیرونی، محرک یا شرایطی وابستگی ندارد. این مفهوم دقیقاً در نقطه مقابل «ممکنالوجود» یا «فقیر بالذات» قرار میگیرد که سراسر وجودشان وابستگی، نیاز و احتیاج به یک علت بیرونی است.
در جهانبینی توحیدی، تنها مصداق واقعی و حقیقی غنی بالذات، خداوند متعال است. همه مخلوقات جهان در اصلِ پیدایش و تداومِ هستی خود به او نیازمندند، در حالی که ذات پاک او از هرگونه شریک، شبیه، ماده و نیاز منزه است. فیلسوفان با استفاده از این اصطلاح، اثبات میکنند که سلسله نیازمندیهای جهان باید به یک نقطه بینیاز مطلق ختم شود تا نظام هستی پابرجا بماند.
این عبارت علاوه بر کاربرد تخصصی در متون فلسفی و تفاسیر قرآنی (مانند تبیین آیه ۱۵ سوره فاطر)، در ادبیات عرفانی نیز به وفور جهت نشان دادن فقر ذاتی انسان در برابر غنای مطلق الهی به کار رفته است و در جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک کلیدواژه معرفتی ۹ حرفی شناخته میشود.